
محفل جشن شانزدهمين سالروز پيروزي مجاهدين افغانستان دراثر تير اندازي مختل گرديده و حامد کرزي رييس جمهور کشور ازاين حادثه جان سالم به در برد.
اين حادثه در آغاز محفل جشن و در هنگام پخش سرود ملي رخ داد و در نتيجه سبب شد تا محفل جشن از شانزدهمين سالروز پيروزي مجاهدين که با حضور مقامات عالي رتبه دولت افغانستان، رييس و اعضاي هردو اطاق پارلمان، رهبران جهادي، سفراي کشورهاي خارجي، قومندانان ناتو وعساکر داخلي برگزار شده بود مختل گردد.
درسا عاتي پس ازاين حادثه، مقامات امنيتي به رسانه هاي خبري گفتند که در جريان
اين حادثه به حامد کرزي رييس جمهور افغانستان و ديگر مقامات بلندپايه کشور آسيب نرسيد.
ظاهر عظيمي سخنگوي وزارت دفاع افغانستان ازکشته شدن يک نفر وجراحت يازده تن ديگر دراين حادثه خبر داده است .
بنا به گزارشها فرد کشته شده دراين رويداد نصيراحمد لطيفي رييس شوراي قزلباش ها اعلام شده است؛ اما فضل الرحمان ثمکني يکتن ازاعضاي مجلس نمايندگان که دراين حادثه جراحت بر داشته بود در شفاخانه جان داده و يک طفل ده ساله نيز به قتل رسيده است.
يکتن ديگر از اعضاي مجلس نمايندگان نيز بنام داود زي شامل زخمي شدگان اين ...
ادامه
آرشيو
ادبيات
ناخداي زيردرياييهيچکس اين مرد را نميشناخت. هيچکس نميتوانست بگويد که او چگونه وارد زيرزمين
صداي پاي آبمحمد حسين
از اين که از ماياد کرديد، از شما بسيار تشکر مي کنيم. اميد واريم
ديگر مطالب
بوي مرگ!!اگرچه سر و صداي سرنشينان ملي بس، آرن پي هم موترهايي که از کنار بس ميگذشت
الو مشارکت؟
بحتيار از ولايت دايکندي:
سلام و صد سلام خدمت همه شما عزيزاني که در هفته نامه مشارکت ملي قلم ميزنيد! و بعد؛ وزارت محترم تحصيلات عالي چندين روز بعد از اعلان نتايج کانکور اعلان نمودند که چند نفر را به اتهام جعل و تقلب در نتايج امتحانات کانکور، دستگير نمودهاند. با شنيدن اين خبر، قلم و کاغذ برداشم و واقعهاي را که براي من رخ داده بود، روي کاغذ نوشته و برايتان ارسال داشتم تا آنرا بهدست نشر بسپاريد.
"... بعد از سپري نمودن امتحان کانکور همه منتظر اعلان نتايج کانکور بود، بالاخره نتايج کانکور اعلان شد و همه شرکت کنندگان به انترنت کلپها رو آورده بود. بنده هم که امسال امتحان کانکور را سپري کرده بودم، وقتي نتايج امتحان را در انترنت ملاحظه کردم، ديدم که در انتخاب اول خود يعني در دانشکده انجنيري مرکز موفق شده بودم. بعد از سه روز يکي از دوستانم برايم خبر داد که بينتيجه ماندهاي! برگشم به همان انترنت کلپي که روز اول نتايج را از آنجا گرفته بودم، بعد از ملاحظه نتيجه دوم که در آن بي نتيجه مانده بودم، کاپي نتايج اول و دوم را گرفتم و همراه با تعداد زيادي از محصليني که با سرنوشت مشابه من دچار شده بودند، راهي وزارت تحصيلات عالي شديم. در آنجا با هريکي از مسؤولين وزارت (به غير از مسؤولين کميته کانکور) که جريان را نقل ميکنيم، همه تعجب ميکنند. بالاخره طوري شد که وزير محترم تحصيلات عالي بعد از ساعت 2 بعد از ظهر همراه رييس کميته کانکور نشست کردند و موضوع را از محصلين مطلع شدند و دستور دادند که نتيجه را براي بار سوم بررسي نمايند. بعد از اعلان نتيجه سوم، اينجانب که طبق اعلان دوم بي نتيجه مانده بودم، در دانشکده انجينيري دانشگاه البيروني موفق شدم. قضاوت به دست شما و خوانندگان عزيز شما، در کجاي دنيا يک نتيجه در سه دفعه و با اشکال گوناگون اعلان ميشود؟!"
جاي تعجب اينجا است که وزارت تحصيلات عالي با گذشت شش سال، يعني با پشت سر گذاشتن شش امتحان کانکور تا هنوز موفق نشدهاند که زمينه سؤ استفاده و جعل را از بين ببرد. طي اين شش سال بسياري از افراد با شهادتنامههاي تقلبي و بدون لياقت کافي، توسط جعل و رشوت به فاکولتههاي بسيار بالا راه يافتهاند و به اين ترتيب حق کساني را که لياقت و توانايي کافي را داشتهاند، سلب نمودهاند. همچنان چيز ديگري که باعث ميشود تا جوانان تازه فارغ شده به فاکولتههاي دلخواهشان راه نيابند، اين است که بسياري از کساني که در فاکولتههاي پايين کامياب ميشوند، از آن فاکولته منفکي گرفته و در دور بعدي امتحان ميدهند. وزارت تحصيلات عالي بايد در اين زمينه قانوني را بسازد که کساني که خودشان از فاکولتهها و مؤسسات تحصيلات عالي منفکي ميگيرند، حق اشتراک دوباره در امتحان کانکور را نداشته باشند.
محمد قاسم از تايمني:
عرض سلام و احترام دارم خدمت همه مسؤولين هفتهنامه خوب مشارکت ملي! و سپاسگذارم از اينکه يک بخشي از هفتهنامهتان را به نظرات و درد دلهاي خوانندگان اختصاص دادهايد.
در اين اواخر قيمت مواد اوليه بسيار بالا رفته بود، مثلاً يک بوجي آرد به پنج هزار افغاني رسيده بود. در پي آن دولت اعلام کرد که 50 ميليون دالر را براي وارد کردن مواد اوليه از کشورهاي همسايه اختصاص داده است، که اقدام نيک و بجاست؛ اما چيزي که قابل تأسف ميباشد اين است که دولتمردان ما بعد از اينکه حادثهاي اتفاق ميافتد و بحراني پيش ميآيد، خبر ميشوند و اقدام مينمايند، در حالي که بايد قبل از رويدادهاي مانند اين بايد کنترل و جلوگيري شود. استدلالي که مسؤولين دولتي در اوايل مينمودند، اين بود که قيمت مواد اوليه در سطح جهان بالا رفته است؛ ادعايي که تقريباً بي اساس و بي بنياد است. مثلاً يکي از دوستانم دو روز پيش از کشور چين که يکي از همسايههاي افغانستان ميباشد، آمد و گفت که در آنجا قيمت آرد، برنج و غيره مواد اوليه بسيار ارزان ميباشد، بهطور مثال قيمت يک سير برنج در آنجا معادل هفتاد افغاني است، در حالي که در افغانستان سه-چهار برابر آن است. حرف قابل تأسف اين است که دولت در طول اين چند سال نتوانسته است زمينه را براي کشت گندم در داخل افغانستان فراهم نمايد. اگر حد اقل 40% گندم مورد نياز مملکت ما از درون کشور توليد شود، مطمئناً چنين مشکلي بهوجود نميآيد. دولت بهجاي اينکه به کارهاي زيربنايي دست بزند به يکسري پروژههاي زودگذر و کمثمر روي آورده است و به اصطلاح خاک به چشم مردم ميزند!