سرمقاله

توان نيروهاي داخلي از شعار تا واقعيت
امنيت يکي از مهمترين و پر چالش‌ترين موضوعي است که سياستگذاري‌ها و کارکردهاي دولت را در شش سال گذشته متأثر ساخته و قسمت اعظم از کمک‌هاي جامعه جهاني را به‌خود اختصاص داده است.
امنيت در افغانستان بيشتر از سوي نيروهاي خارجي تأمين مي‌شود؛ اما در سال‌هاي اخير تلاش بر اين بوده که نقش نيروهاي داخلي در تأمين امنيت بيشتر گردد و مأموريت‌هاي مهمتري به آنها واگذار گردد.
واگذاري مسؤوليت تأمين امنيت در ولايات و ولسوالي‌ها زماني مفيد مي‌باشد که جزؤ و تام اردو و پوليس ملي از لحاظ آموزش‌هاي ويژه نظامي و امنيتي، ظرفيت و توانايي مسلکي و تجهيزات و تدارکات مدرن و مورد نياز، در حدي رسيده باشد که بتواند در برابر گروههاي معارض و مخل امنيت و يا دست‌اندازي‌هاي کشورهاي همسايه، به‌خوبي مقابله نمايد.
تنها مدت يکسال است که جامعه جهاني به اين باور رسيده‌اند که تأمين امنيت در افغانستان؛ تنها با تکيه به نيروهاي بين‌المللي امکان پذير نيست. حضور نظاميان خارجي در بسياري از مناطق ناامن نه تنها به امنيت منطه کمک نکرده که عوارض و پيامدهاي منفي ديگري را نيز به دنبال آورده است.
توجه به آموزش و تجهيز اردو و پوليس ملي و اشتراک آنان در عمليات‌هاي مشترک نظامي، جزئي از برنامه‌هايي اند که در راستاي خوداتکايي نيروهاي امنيتي افغانستان مد نظر قرار گرفته اند.
در ماههاي گذشته مقامات بلندپايه دولتي خبر داده بود که در سال جاري مسؤوليت تأمين امنيت کابل پايتخت افغانستان به عهده نيروهاي داخلي سپرده خواهد شد. اين خبر در آن زمان با اما و اگرها و شک و ترديدهايي همراه گرديد و بسياري از صاحبنظران نسبت به اين امر اظهار خوشبيني نمي‌کردند و معتقد بودند که با توجه به فساد گستردهء که در نيروهاي امنيتي داخلي وجود دارد و با عنايت به ظرفيت و توانايي ناکافي آنها در مقابله با چالش‌هاي موجود و اغلب پيش‌بيني ناشده، بعيد به نظر مي‌رسد که بتوانند اين مسؤوليت را موفقانه به پيش ببرند. آنطوري که معلوم مي‌شود، اين خبر کم کم، صورت واقعيت را به‌ خود مي‌گيرد و به گفته برخي از مقامات قرار است تا چند ماه آينده امنيت کابل به نيروهاي داخلي سپرده شود.
البته اگر توانايي و کارآمدي نيروها به‌صورت همه‌جانبه مد نظر گرفته شده باشد و اين تصميم مانند بسياري از تصاميم ديگر بر مبناي احساسات و شعار و سرپوش گذاشتن بر ضعف‌ها گرفته نشده باشد، بدون شک يک تحول مثبت در عرصه امنيتي به شمار مي‌آيد و بايد آن را به مردم و نيروهاي امنيتي کشور تبريک گفت.
به عهده گرفتن امنيت پايتخت از سوي نيروهاي داخلي از يک طرف ميزان پيشرفت توان امنيتي افغانستان را به نمايش مي‌گذارد و از جانب ديگر روحيه خودباوري و اعتماد به نفس را در ميان مردم افغانستان و بخصوص ارگان‌هاي نظامي و امنيتي کشور تقويت خواهد کرد و زمينه را براي عهده‌داري مسؤوليت‌هاي بيشتر آماده خواهد کرد. چنانچه اين روند مورد حمايت قرار بگيرد و روي آموزش‌هاي مسلکي نيروهاي داخلي سرمايه‌گذاري صورت گيرد، مطمئناً بازدهي آن از هر راهکار ديگر بيشتر و کارسازتر خواهد بود.

فرم ورود به ايميل



لينک به ما

با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:

شعر کوتاه در يک نگاه

قسمت سوم
پيشينه و وجه پيدايش شعر کوتاه فارسي
تا اين جا روشن شد که مقصود ما از شعرکوتاه فارسي رباعي، دوبيتي، تک بيت، طرح و هايکو نيست. کوتاهي شعر ها سبب نمي گردد که ما به آن، شعر کوتاه بگوييم. شعر کوتاه فارسي قواعد واصول خود را دارد. حال مي بينيم اين نوع شعرازچه وقت و چگونه وارد ادبيات فارسي شد؟
تا جايي که از مقالات نويسندگان روشن مي گردد، اين ژانر در سال هفتاد راه خويش را در ادبيات فارسي باز نمود. درست در زماني که ترجمه هايکو هاي ژاپاني توسط احمد شاملو و ع. پاشايي در ايران منتشر گرديد. سيروس نوذري در مصاحبه خود با سايت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مي گويد:
"از وقتي که کتاب هايکو ترجمه‌ي احمد شاملو و ع. پاشايي منتشر شد، تا سال 70 طول کشيد که اين موضوع به يک جريان تبديل شود. حدود 15 سال است که اين ژانر به‌صورت جدي وارد شعر فارسي شده است"
( سايت خبرگزاري ايسنا)
اين نشان مي دهد که شعر کوتاه فارسي از ترجمه هايکوهاي ژاپاني الهام گرفته است. البته ترجمه هايکو در زبان فارسي از اوايل دهه چهل در ايران آغاز يافت اما در دهه شصت با ترجمه شاملو و ع . پاشايي جايگاه خويش را تثبيت نمود. باز هم نوذري مي گويد:
"در ايران ترجمه هايکوهاي ژاپاني با واسطه و بيشتر از روي ترجمه‌هاي انگليسي و آلماني آن ها صورت گرفته است. بر بنده روشن نيست که اولين بار چه کسي به ترجمه شعرهاي ژاپاني پرداخت. تا آن جا که مي‌دانم در اوايل دهه چهل حسن فياد ترجمه چند شعر کوتاه ژاپاني را در مجله آرش انتشار داد و از آن پس نيز ترجمه‌هاي پراکنده‌اي در مجلات ادبي به چاپ رسيد و به تدريج خوانندگان ايراني با شکل بديع و غناي تصويري و معنوي شعر ژاپان آشنا شدند. سهراب سپهري و احمد شاملو از جمله کساني بودند که دريچه‌اي از هايکوهاي ژاپاني بر روي قشر کتابخوان ايراني باز کردند. سپهري چند هايکو را با ترجمه‌اي موزون عرضه کرد و شاملو با همکاري حسن فياد 12 شعر کوتاه ژاپاني را با عنوان ترانه‌هاي سرزمين آفتاب ترجمه و در سال 1352 در کتاب همچون کوچه‌اي بي انتها به چاپ رساند. همو يک دهه بعد با کمک ع. پاشايي که متخصص هنر و فلسفه شرق است کتاب مفصل هايکو را با توضيحات روشنگر منتشر ساخت و امکان شناخت نسبتاً جامع خواننده فارسي زبان را از اين نوع شعر فراهم آورد."
بنابر اين ترجمه هايکو هاي ژاپاني تأثير بسزايي خويش را برپيدايش شعر کوتاه فارسي گذاشت و از آن به بعد شعر کوتاه به عنوان يک نوع ادبي در جريان ادبيات باقي ماند. سيد علي صالحي يکي از شاعران برجسته ايراني ادعا دارد که اولين بار او شعر کوتاه فارسي را سروده است. وي شعرهاي خود را به عنوان نخستين هايکوهاي فارسي نام مي برد. اما قدرت الله ذاکري مترجم و هايکوشناس ديگر ايران در رد اين نظر مي گويد:
" ابتدا بايد ببينيم منظور از "هايکوهاي فارسي" چيست؟ شکي نيست که به هيچ عنوان نمي شود قوانين هايکوي ژاپاني را در شعر کوتاه فارسي لحاظ کرد. پس تنها مي توان در کوتاه بودن شعر از هايکو تقليد کرد. همان طور که گفتيم در سرتاسر جهان خيلي ها اشعار کوتاه سروده و آن را مجموعه هايکو نام نهاده اند. پس اين که اشعار کوتاه خود را هايکو بناميم ايرادي ندارد. اما به هيچ وجه نمي فهمم "اولين هايکوهاي فارسي" يعني چي؟! ما هيچ تعريف دقيقي از هايکوي فارسي نداريم که بخواهيم بگوييم اين اولين مجموعه آن است. اگر منظور اشعاري کوتاه است، قبل از اين مجموعه، مجموعه هاي ديگري هم منتشر شده اند؛ مثلا ًآقاي سيروس نيرو در سال 1379 کتابي منتشر کرده اند به نام « مينياتورهاي ايراني» و نيز کتابي با نام «گنجشک ناتمام » سروده سيد علي مير افضلي که فکر کنم آن هم نام هايکو را برخود داشت و چند سال پيش منتشر شد. به علت فراگير شدن نام هايکو در جهان، ناميدن اشعار کوتاه به اسم هايکو، شايد به نوعي خوب هم باشد اما اين که آقاي سيد علي صالحي کتاب خود را اولين هايکوهاي فارسي مي خوانند چندان درست و منطقي نيست."
( وبلاگ ژاپن؛ سرزمين آفتاب و احترام از عباس حسين زاده، 5 آذر 1386 )
سيروس نوذري نيز ادعا دارد که اولين بار وي شعر هايکوي فارسي سروده است. اين شاعر کتابي هم تحت نام«شعر کوتاه معاصر ايران» دارد که در مورد مورد هايکو به صورت دقيق بحث کرده است. کتاب ديگر او «هزار سال عاشقي» است که شامل نزديک به 300 شعر کوتاه در ژانر هايکو مي باشد. نوذري مي گويد:
"خودم از اولين کساني هستم که اين نوع شعر را آغاز کردم و بيش از آن‌که تحت تأثير ادبيات فارسي قرار بگيرم، تحت تأثير اين نگاه شعري هستم. البته بسياري درباره‌ي اين ژانر به بي‌راهه رفته‌اند و نوشتن جملات قصار آميخته به طنز را، که در واقع کاريکلماتور است، به اشتباه هايکو تصور کرده‌اند، و من در پي نشان دادن شکل درست آن هستم."
(همان)
اما در افغانستان هنوز نمي توان تاريخ دقيقي براي شعر هاي کوتاه تعيين کرد. به نظر مي رسد که هنوز زود باشد تا ما بتوانيم بگوييم در فلان تاريخ اولين شعر کوتاه دري سروده شد چرا که کار هاي پراکنده اي کم وبيش صورت مي گيرد ليکن هيچ يک از اين کار از لحاظ کمي وکيفي در سطحي نيستند که بشود گفت شعر کوتاه دري( آن چه منظور نظر ماست) يا نخستين شعر کوتاه دري. اما در مورد ترجمه هايکو ژاپاني به زبان دري بايد گفت؛ نخستين بار نمونه هايي از ترجمه هايکوي ژاپاني را از حضرت وهريز شنيدم که آن هم دو سال پيش بود. به عنوان مثال اين نمونه ها را ببينيد:
شب کوتاه تابستان
ببين يک قطرهء شبنم
به پشت کرمک صد پا
**
طفل بازيگوش
در حويلي مي دواند چار سو سگ را
ماه تابستان...
**
زندگي اش را
او به گرداگرد آويزان پلي پيچاند
پيچک وحشي
**
جنگاور در محاصره
بر کلاهخود سنگينش
پروانه اي نشست
(از دست خط مترجم)
م.تاتارخاني--- ادامه دارد

آرشيو

صاحب امتياز : حزب وحدت اسلامي افغانستان
مديرمسؤول: حفيظ الله زکي، تلفن 0799157371 hafizullah_zaki@yahoo.com
معاون: داد محمد عنابي
سردبير: اسدالله سعادتي، تلفن، 0799348957 assadati@yahoo.com
هيأت تحرير: محمد عزيزي، اسماعيل حکيمي، علي قوم شاهي، محمد اسحاق فياض، م. تاتار خاني.
بخش پشتو : اسحاق موحدي.
خبرنگار: عزيزالله مبشر، تلفن 0772123538 rbamyani@yahoo.com
صفحه آراء: آصف فولادي. aseffoladi@yahoo.com
حروفچين: عبدالصمد.
توزيع: کريم رضايي 0797073453
تيراژ : 6000 نسخه
آدرس دفتر مرکزي:سرک سوم حوت، سرک ليسه مسلکي هنرها, مقابل ليسه.
نمايندگي باميان : دفتـــر حـــزب وحدت اســـلامي، تلفن: 0799245544
نمايندگي پل خمري: سرک قهوه خانه دفتر نمايندگي حزب وحدت تلفون: 070294800
ساير شهرها : مراکز"ني" (غرفه هاي کليد)