شعر كوتاه در يك نگاه( شگردها و شاخص ها)
قسمت پنجم
2- ايجاز: يكي از شاخص ها وشگرد هاي شعر كوتاه ايجاز است. ايجاز به مثابه ركن اساسي نقش اوليه خود را ايفا مي كند. حتا بسياري از واژه هاي ضروري ازكار مي افتند و كلماتي كه مطابق قواعد دستوري بايد بيايند ديگر در ساختار شعر حضور ندارند. چنانچه ما اين موضوع را درهايكو نيز مشاهده مي كنيم؛ مثلاً در اين هايكو:
از ميان پنجرههاي تهي
در آسمانخراشهاي متروک؛
تنها يک پروانه
( سايت تأملات؛ تام برينک، برگردان: حسين شهرابي)
در اين جا حتا ساختار دستور بهم ريخته از كلمات ضروري خبري نيست. اگر بخواهيم آن را به نثر برگردانيم اين گونه مي شود:
"وقتي از پشت پنجره ها به آسمان خراش هاي تهي، مي بينم جز يك پروانه در آسمان چيزي ديده نمي شود."
يا: "وقتي ازميان پنجره هاي تهي مي بينم، تنها يك پروانه در آسمان خراش هاي متروك زنداني است."
و اگر اندكي شاعرانه ترش بسازيم اين گونه مي شود:
از پنجره تهي
چون نگاه مي دوزم بر كاخ بلند متروك
تنها يك پروانه
سرود مي سازد آزادي را.
در شعر كوتاه نيز عين قضيه است. شعر كوتاه به همين خاطر (فشردگي) به اين نام مسما گرديده است.تماشاكنيد:
سوسني
تشنه و تنها
لاي انبوه علف ها
(سايت همشهري-سه شنبه ۸ شهريور ۳۸۴؛ سيد مير افضلي: كتاب گنجشك نا تمام )
به اين صورت مي بينيد اين شعر در نهايت فشردگي خود قرار دارد. زيرا در شعر كوتاه يك طرف شاعر است و طرف ديگر مخاطب. نصف شعر را شاعرمي سازد و نصف ديگرش را مخاطب. حتا از آوردن فعل هم صرف نظر مي شود. چون "ابرخواننده" خود مي داند كه شاعر چه مي خواهد بگويد لذا شاعركار فعل را به دوش خواننده مي گذارد. به اين شعر نگاه كنيد:
موج هاي کوکو
ته نشين در تن من
جستجوي عشق
( www.sahneha.com برگرفته از كتاب " يك پنج شنبه بي تو" از رضا آشفته)
شما در اين شعر حتا يك فعل را نمي بينيد. به نظر مي رسد نبود فعل باعث زيبايي شعرشده باشد چه اين كه اگر فعل در مصراع هاي فوق آورده مي شد طبعاً آن لطافت فعلي را نمي داشت.
3-پرهيز از آوردن فعل زياد: از آن جايي كه شعر كوتاه،خود به سه يا چهار سطر ختم مي شود لذا لازم نيست درهر مصراع فعلي آورده شود. آودن فعل تنها در جايي ضروري است كه شعربدون آن امكان فهم نداشته باشد يا آوردن آن به زيبايي و فرم شعر كمك نمايد در غير آن حذف فعل از محسنات شعر كوتاه محسوب مي گردد.
پرواز باد بادك رويا
از بام خانه هاي تهيدست
(سايت همشهري-سه شنبه ۸ شهريور ۳۸۴؛ سيد مير افضلي: كتاب گنجشك نا تمام )
4-پرهيز از قافيه: قافيه از اصول اشعار كلاسيك است. هدف از آودن آن در شعر كلاسيك، كامل ساختن موسيقي شعر مي باشد. شاعر به خاطر تأثير گذاري بيش تر، از موسيقيِ قافيه، استفاده مي كند. بنابر اين در اشعار نو لازم نيست از آن استفاده صورت گيرد. خصوصاً اشعار غير موزون كه از وزن عروضي در آن خبري نيست.
کم مي آيند واژهها
وقت گفتن از تو؛
تولّدت مبارک.
( وبلاگ راز - دوشنبه 5 مرداد 1383 )
5-محدوديت سطر ها: شعر كوتاه مثل دوبيتي در سه يا چهارمصراع به پايان مي رسد. حد اقلِ آن دو مصراع است. البته اين به اين معنا نيست كه از چهار مصراع بالاتر نرود. ممكن است تا پنج شش سطر نيزقالب بگيرد ولي مهم اينست كه در ساختار خود، تابع ساختار شعر كوتاه باشد. اگر اندكي دقت كنيم خواهيم ديد كه ساختار دروني شعر كوتاه به گونه اي است كه بيش از چهار سطر را به خود نمي پذيرد. به اين شعر نگاه كنيد:
كيف قديمى مرا بياور
امّا هرگز با كنجكاوى آن را باز مكن
نامى، نامهاى از تو
در آن نيست!
(پرويز خايفي؛ مجله بخارا شماره 37 )
در اين شعر شما با چهار سطر مواجه مي باشيد اما آيا اين چهار سطر را مي شود شعر كوتاه ناميد؟ به ديد اين قلم اطلاق شعر كوتاه برآن اندكي دشواراست چرا كه هيچ گونه شگرد شعر كوتاه در آن ديده نمي شود. ليكن اين شعر ديگر همين شاعر را ببينيد:
دخترم به شوخى گفت
-چند سال عمر مى كنى؟
-به اندازه نخ نخ گيسوان تو
بادى شتابناك
گيسوانش را
برآشفت!
(همان)
فكر مي شود اين شعر خاصيت هاي فراوان شعر كوتاه را در خود دارد، از اين جهت مي توان بر آن شعر كوتاه اطلاق كرد.
6-جا به جايي دستوري : در شعر كوتاه جمله ها، صورت دستوري خود را فرو مي نهند. فعل به جاي آخر جمله معمولاً در آغاز يا وسط آن قرار مي گيرد. مانند اين شعر:
شنا مي کند ماهي
در آسمان
نگاهم آبي است
( رضا آشفته؛ همان)
"شنا مي كند" در آغاز جمله قرار گرفته است. البته اين موضوع يك مقدار به فرم شعر نيز مربوط مي شود. ممكن است فرم شعر تقاضا كند كه فعل در آخر واقع شود. در چنين صورتي بايد فعل در آخر جمله جاي خوش نمايد.
م.تاتارخاني --- ادامه دارد