سرمقاله

نگراني مردم در مورد مصرف کمک‌ها
اجلاس پاريس که پس از کنفرانس بن و لندن مهمترين اجلاس بين‌المللي در حمايت از افغانستان مي‌باشد، با اعلام بيست و يک ميليارد دالر کمک جديد به افغانستان به کار خود پايان داد. در اين اجلاس همچنين تصميم گرفته شد که کمک‌هاي وعده داده شده در کنفرانس‌هاي پيشين که تاکنون در اختيار دولت افغانستان قرار نگرفته، طي پنج سال آينده پرداخت گردد.
وعده کمک‌ها از سوي جامعه جهاني براي افغانستان، گرچند بيانگر عزم بين‌المللي و جهاني در کمک به امنيت و بازسازي اين کشور مي‌باشد و تعهد دوامدار آنها را در قبال افغانستان به نمايش مي‌گذارد، اما ميزان کمک‌هاي وعده داده شده، با انتظارات مقامات افغاني فاصله‌ زيادي دارد.
اين که چرا بسياري از کشورهاي غير غربي و بخصوص کشورهاي اسلامي در اين پروسه سهم اندک داشتند و اين که در شناسايي چالش‌ها و مشکلات واقعي فراروي امنيت، بازسازي و قانونمندي در افغانستان چه اختلاف نظرهايي وجود دارد و اين که نحوه مصرف اين کمک‌ها چگونه خواهد بود و بر مصرف مؤثر و مفيد آن چطوري و با چه ميکانيزمي نظارت صورت خواهد گرفت، پرسش‌هاي اصلي و اساسي است که بر نتايج اجلاس سايه افگنده است. کمک‌هاي جامعه جهاني چگونه مصرف خواهد شد؟
ناکامي دولت و جامعه جهاني در مصرف مؤثر کمک‌ها در شش سال گذشته، که به پديده فقر، بيکاري، گرسنگي و فساد و جنايت در افغانستان دامن زد و به گستره ناامني‌ها در جامعه افزود، نگرانيي است که در مورد کمک‌هاي آينده جامعه جهاني نيز وجود دارد.
حال چنانچه بخش اعظم کمک‌ها از راههاي گوناگون دوباره به کشورهاي خارجي برگردد و اگر از اين کمک تنها تعداد اندکي افراد و اشخاص ذينفوذ در مؤسسات خارجي بهره‌مند گردند، اگر اين کمک‌ها مانند گذشته در موارد غير ضروري به هدر رود و نيازمندي‌هاي واقعي مردم در نظر گرفته نشود؛ اگر بخش بزرگي از اين کمک‌ها در پيچ و خم ادارات و بروکراسي‌هاي خود ساخته به مصرف برسد؛ اگر در مصرف پول‌ها و در تعيين و انجام پروژه‌ها دقت کافي و لازم صورت نگيرد؛ اگر اين کمک‌ها مانند گذشته در زندگي مردم تغييري ايجاد ننمايد، ديگر کميت کمک‌ها اصلاً اهميتي ندارد و مردم از شنيدن آمارهاي بلند و دلخوش کن که مؤثريت واقعي خود را از دست داده باشد خوشحال نخواهد شد.
مردم معتقد اند وقتي با 20 ميليارد قبلي ما نتوانستيم به اوضاع امنيتي، سياسي و اقتصادي خود سرو سامان دهيم؛ با بيست ميليارد ديگر نيز درد مردم درمان نخواهد شد. بنا بر اين در واقعيت هيچ تفاوتي بين کمک‌هاي زياد و کم وجود ندارد؛ تنها تفاوتش اين است که با کمک‌هاي زياد فاصله طبقاتي بيشتر مي‌شود، فساد گسترده‌تر مي‌گردد و در نتيجه ادامه زندگي براي اکثريت مردم دشوارتر خواهد شد.
پس دولت و جامعه جهاني اگر مي‌خواهد اشتباهات گذشته تکرار نشود، بايد اين بار با دقت و احتياط بيشتري عمل نمايد و در تشخيص اولويت‌ها مطالعات و تحقيقات زيادتري انجام دهد. مطالعاتي که از يک طرف ميزان توانايي و ظرفيت دولت را در مصرف کمک‌ها مد نظر قرار دهد و از جانب ديگر ميکانيزم نظارت و کنترل و جلوگيري از فساد اداري و سؤ استفاده‌هاي اقتصادي را دقيقاً به وجود آورد. تا از نتايج اين کمک‌ها کل مردم افغانستان به گونه‌ برابر و عادلانه بهره‌مند گردند و اين زماني ممکن مي‌گردد که دولت و جامعه‌ جهاني مسأله بازسازي زيربناهاي مهم و توسعه متوازن اقتصادي را روي دست بگيرند، و زندگي، امنيت و آينده مردم افغانستان را بيش‌تر از اين قرباني اهداف و اعمال گروههاي تروريستي ننمايند، زيرا حرکت‌ها و نگاه‌هاي يک‌جانبه همواره ما را از دسترسي به زندگي مطلوب و قابل قبول اجتماعي بازداشته است.

فرم ورود به ايميل



لينک به ما

با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:

شعركوتاه در يك نگاه ( شگردها و شاخص ها)

قسمت هفتم
9-وزن ندارد: شعر كوتاه وزن ندارد اما بي وزن هم نيست. وزن به معناي عروضي آن در شعركوتاه ديده نمي شود ليكن از آهنگ وموسيقي دروني سرشار مي باشد. البته اين يك حكم نيست بلكه يك استخراج حكمي است.از اين جهت ممكن است بعضي براي شعر كوتاه هم وزني را دست و پا كنند. اين كه چگونه مي توان در سه سطر يك وزن مشخص را تكرار كرد، جاي تأمل و دقت دارد. زيرا اقل وزن عروضي از دو ركن تشكيل مي يابد. آيا مي شود در سه سطر كه هركدام آن ها با يك يا دوكلمه ساخته شده اند، اين وزن دو ركني را تكرار ؟ بايد بسيار زيرك وهوشيار بود.
10-استفاده از حشرات: طبيعت اساس شعر را مي سازد. شعر پويايي وسر زندگي اش را از طبيعت مي گيرد. گل و گياه، ماه وخورشيد، آب ودريا، بيش تر ازهرچيز ديگر در اشعار شاعران استفاده شده است. در شعر كوتاه حشراتي مثل كرم شبتاب، مگس، جيرجيرك، سوسك، و... جايگاه خاصي را احراز كرده است. چنانچه در هايكو هاي ژاپاني نيز چنين چيزهايي ديده مي شود. ببينيد:
همه تعجب کرديم
وقتي برق را خاموش کرديم
و «مگس» هنوز مي‌درخشيد.
(سايت تأملات؛ تام برينک، ترجمه حسين شهرابي)
استفاده از اين نماد ها ناشي از ارتباط هر انسان وجامعه با اين نوعي از طبيعتِ زنده وجاندار مي باشد؛ مثلاً در ژاپان استفاه از قورباغه امر معمول مي باشد در حالي كه در كشور ما استفاده از آن بسيار غير عادي و غير ديني تلقي مي گردد چرا كه فرهنگ ما يك فرهنگ اسلامي است. اين فرهنگ اسلامي رابطه ما را محدود مي سازد. براي برخي از اشيا جواز مي بخشد و براي برخي ديگر حرمت قايل مي شود. بنابراين، نگاه ارزشي هر جامعه با جامعه ديگر نسبت به پديده ها تفاوت دارد؛ از اين رو ما مي توانيم به جاي قورباغه از حشرات ديگري در شعر بهره ببريم. هر حشره اي كه كم و بيش با آن ها سروكار داريم مثل موريانه يا كرم شبتاب، جيرجيرك و... مي توانند در شعر هاي كوتاه جايي براي خويش اشغال نمايند. به اين نمونه ها نگاه كنيد:
زنجره ها نمرده اند
در اين محلة ساکت
آه !
( رضا آشفته ؛ " يك پنج شنبه بي تو" )
ناله هاي يک جيرجيرک
ماه را در آب
مي پراکند
(همان)
11-شروع زنده: براي شروع شعر قاعدة مشخصي وجود ندارد. همين كه الهام وشهودي صورت مي گيرد خود مي تواند نقط آغاز شعر محسوب شود. برخي، از زمان آغاز شعر به "لحظة شاعرانه" ويا "حال شاعرانه" تعبير كرده اند. با دريافت اين لحظه، انسان مي تواند نخستين شعرش را پديد آورد. اصولاً شعرناب محصول چنين لحظه اي است. شاعري كه از تجربه هاي كافي برخوردار باشد با حضور الهام در وجود خود ديگر منتظر چيزي نمي ماند. شروع مي كند به سرودن. اما در عين حال مي توان گفت در شعر كوتاه اگر از شيء خصوصاً شيء جاندار براي شروع جسماني شعر استفاده شود، آن را زندگي و حيات مي بخشد؛ مثلاً اين شعر با "گلابي" آغاز شده است. همين كه لفظ گلابي را مي شنويم يا مي بينيم تمام حواس ما به جانب آن كشيده مي شود:
گلابي
آويز نشو از درخت
افتادنت نزديك است
(همان)
12-طبيعت گرايي: تذكر رفت كه شعر براساس طبيعت استوار مي باشد. حال اگر بخواهيم ميان شعر كوتاه و اشعار ديگر صورت ممايزي قايل شويم بايد بگوييم كه يكي از موارد تمايز طبيعت مي باشد چرا كه طبيعت در شعر كوتاه زنده تر از طبيعت در اشعار ديگر است. درشعر كوتاه چون فرصت پرواز كمتري وجود دارد لذا برخورد شاعر با آن نيز گويا تر وزنده تر مي باشد. اين دو شعر را از اين لحاظ مقايسه كنيد:
آب !
آغاز بشر را مي داند
يک تک سلولي
(همان)
يک قطره مرگ
عطر عمودي از يک مرد
وقتي که باز مي گردد
يک قطره زن
در دام استخوان مي اندازد
آنجا تن از کدام تفاوت
بالامي رود
که درحريم خواهش
مرگ ترسيم بهتري دارد
(يدالله رؤيايي)
ميان اين دو شعر تفاوت فاحشي وجود دارد. هركدام از لحاظ ساختار شكل مشخص خود را دارد. شعر دوم با وجود اين كه از مرگ سخن گفته است، به زندگي آغاز ين بشر نيز اشاره دارد. اما اشاره اين، با بيان شعر نخست كاملاً متفاوت است. در شعر نخست با دو واژة آب و تك سلولي تمام معناي خويش را به تصوير كشيده است در حالي كه درشعر دوم همين مفهوم با زبان متفكرانه شرح داده شده است.
م.تاتارخاني --- ادامه دارد

آرشيو

صاحب امتياز : حزب وحدت اسلامي افغانستان
مديرمسؤول: حفيظ الله زکي، تلفن 0799157371 hafizullah_zaki@yahoo.com
معاون: داد محمد عنابي
سردبير: اسدالله سعادتي، تلفن، 0799348957 assadati@yahoo.com
هيأت تحرير: محمد عزيزي، اسماعيل حکيمي، علي قوم شاهي، محمد اسحاق فياض، م. تاتار خاني.
بخش پشتو : اسحاق موحدي.
خبرنگار: عزيزالله مبشر، تلفن 0772123538 rbamyani@yahoo.com
صفحه آراء: آصف فولادي. aseffoladi@yahoo.com
حروفچين: عبدالصمد.
توزيع: کريم رضايي 0797073453
تيراژ : 6000 نسخه
آدرس دفتر مرکزي:سرک سوم حوت، سرک ليسه مسلکي هنرها, مقابل ليسه.
نمايندگي باميان : دفتـــر حـــزب وحدت اســـلامي، تلفن: 0799245544
نمايندگي پل خمري: سرک قهوه خانه دفتر نمايندگي حزب وحدت تلفون: 070294800
ساير شهرها : مراکز"ني" (غرفه هاي کليد)