سرمقاله

دموكراسي پيروز شد
سه ماه اخير پرتنش‎ترين روزهايي بود كه مردم افغانستان با دغدغه‎ها و نگراني‎هاي زيادي آن را سپري كردند. تنش‎ها و برخوردهاي سياسي كه گه‎گاهي كشور را تا مرز بحران ناشناخته و پيش بيني ناشده پيش مي‌برد. بحراني كه مردم افغانستان در گذشته تاريخي خود گونه‌هاي مختلف آن را تجربه كرده‎اند.
رويدادهاي زجرآور سه ماه اخير دستاوردهاي هشت سال گذشته را با خطر مواجه ساخته بود و مردم افغانستان از بيم تبارز اختلاف‎ها و انشقاق‎هاي اجتماعي، آرامش رواني خود را از دست داده بودند و ترس و هراس از برگشت به دوران سياه، خواب از چشمان‎شان گرفته بود. دوره نسبتاً‌ كوتاه؛ اما سخت جانكاه و طاقت‎فرسا بود كه متأسفانه اين وضعيت بحراني از درون يك پروسه كاملاً‌ دموكراتيك ملي سر برآورده و نزديك بود كل پروسه را به ناكامي بكشاند.
كشيده شدن انتخابات به دور دوم حد اقل اين اميدواري را پديد آورده بود كه رييس جمهور آينده با شك و ترديدهاي كمتري به مقام زعامت ملي تكيه خواهد زد؛ اما برخي از مشكل‎تراشي‎ها پروسه دور دوم انتخابات را با چالش كشيد.
اعلام انصراف داكتر عبدالله از اشتراك در دور دوم انتخابات، پروسه انتخابات را با چالش جدي مواجه ساخته بود. اين موضوع مردم را بيشتر در نگراني و سردرگمي سياسي قرار داد. مردم هم نسبت به برگزاري انتخابات و هم نسبت به پيامدهاي آن، پرسش‎هاي بسيار جدي را مطرح مي‎كردند كه با سرنوشت مردم و آينده كشور ارتباط مي‎گرفت.
در حالي كه نگراني سراسر افغانستان رادر خود فرود برده بود و فضاي مبهم و تاريك سياسي ترس و هراس بيشتري را بر مردم تحميل مي‎كرد، همگامي دولت، سازمان ملل متحد و كشورهاي كمك كننده به افغانستان به شمول دو كانديد دور دوم انتخابات و رويكرد قانوني و ملي كميسيون مستقل انتخابات، از يك طرف بر نگراني‎ها و تاريكي‎هاي مردم نقطه پايان گذاشت و همه مشكلات را در روشني قانون حل و فصل كرد و از جانب ديگر از صرف هزينه‎هاي گزاف انتخاباتي و از خطرات جاني و فيزيكي شهروندان و طولاني شدن پروسه انتخابات و از وقوع رويدادهاي ناخواسته ديگر جلوگيري نمود.
تصميم كميسيون علاوه بر اين كه از لحاظ قانوني و حقوقي توجيه‎پذير مي‎باشد، منافع عام ملي و مصالح كلي كشور نيز در پرتو آن تأمين و تضمين مي‎شود. بنا بر اين اميدواريم كه تيم داكتر عبدالله نيز همانطوري كه بارها بر حق مردم و بهبود در وضعيت زندگي مردم و بر اصل مردم‎سالاري و قانونمندي تأكيد ورزيده‎اند، بر اين تصميم كه بر مبناي منافع ملي و مصلحت عمومي گرفته شده، احترام بگذارند و با حكومت آينده در راستاي عزت و سربلندي مردم افغانستان و توسعه و آباداني كشور همكاري داشته باشند و با توجه به خواست مردم افغانستان و امنيت، آزادي و رفاه اقتصادي آنان، راهبردهاي سياسي آينده خود را تعيين نمايند و از هر نوع گفتار و رفتاري كه به خشونت، قانون‎شكني و افتراق اجتماعي بينجامد، بپرهيزند. مهم نيست كه كميسيون كدام كانديد را برنده اعلام كرده، بلكه مهم اين است كه كميسيون با يك اقدام قانوني منافع سياسي، اقتصادي و امنيتي مردم افغانستان را مورد توجه قرار داده است؛ چيزي را كه هر دو كانديد روي آن تأكيد مي‎ورزند.

فرم ورود به ايميل



لينک به ما

با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:

طنز تفکر انگيز و نشئه آور است

( مصاحبه با عبدالواحد رفيعي طنز پرداز و داستان نويس)
عبدالواحد رفيعي، داستان نويس و طنزپرداز کشور يکي از با ذوق ترين طنزنويسان است. او طنز را از روي ذوق و سليقه هنري مي نويسد نه با کوشش. کار از روي ذوق و هنر چشمه است و کار به کوششي زحمات شاق و طاقت فرسايي که خواننده نيز با خواندنش در حس نويسنده شريک نمي شود. بارها مي خواستم تا تعريف دقيق تري از ژانرهاي طنز و قالب ان داشته باشيم. روي اين جهت در گفت و گوي خالي از تعارف با رفيعي محور سخن را روي طنز متمرکز کردم. آن چه مي خوانيد، گفت و گويي با اين نويسنده خوش ذوق است.
اگر بخواهيم تعريف علمي و ادبي از طنز داشته باشيم؟
اين سؤال، سؤال سختي است، يعني جواب آن سخت است، فکر نکنم که عبيد زاکاني به عنوان پدر کلان طنز فارسي هم بتواند تعريف دقيق به صورتي که جامع و مانع باشد از طنزارائه کند. بنده که نه عالم به اين هنرم و نه اديبي به آن مايه که بتوانم از عهده ي جواب اين سؤال برايم. هميشه وقتي با اين سؤال مواجه مي شوم به ياد حرفي از يک طنزپردازبزرگ ايراني آقاي هادي خرسندي ميفتم که گفته بود وظيفه طنزنويس مثل وظيفه مرغ است، وظيفه مرغ تخم گذاشتن است نه اينکه توضيح دهد خاصيت تخم چيست. طنزنويس نيز شبيه به مرغ تخم گذاراست که وظيفه دارد طنز بگويد نه اينکه براي طنز تعريف ارائه کند، آن هم تعريف علمي و ادبي. طنزنويس بي چيزي مثل من صرف به اين دليل که علاقه مند به طنز هست نمي تواند عالم به طنز نيز باشد. به قول حافظ: نه هر کي طرف کله کج نهاد و تند نشست، کلاه داري و آيين سروري داند. با همه طفره رفتن از جواب که مايه در ناداني من در طنز دارد، باز هم براي خالي نبودن عريضه جوابي از نوع خودم که نه علمي است و نه ادبي براي شما مي گويم. طنز گونه ي خاصي از يک اثر و نوشته منظوم يا منثور است و يا حرکات نمايشي و رفتاري است که درش آن جنبه هاي زشت رفتار و عادات اجتماعي يا سياسي يا حتي فلسفي و يا هرگونه ي ديگر از کردار و رفتار ناهنجار انساني به تصوير کشيده شود. با اين هدف که آن زشتي و رذالت را اولا به نقد بگيرد و انتقاد کند، در ثاني به مردم به نمايش بگذارد، و ثالثا در پي اصلاح آن باشد. براي اين منظور کوشش مي شود که در طنز اين عيب و رفتار زشت هرچه برجسته تر به نمايش گذاشته شود تا صاحب آن نيز از آن آگاهي يافته و متوجه گردد. بايد علاوه کنم که طنز خوب طنزي است که ضمن داشتن انتقاد، تأمل برانگيز هم باشد، به اين معني که وجدان انسان بعد از خواندن يک طنز بيدارشده و او را به فکر وا دارد. صرفا خنده معياري براي يک طنز خوب نيست گرچند که دستمايه طنز خنده است، ولي هدف طنز صرفا خنداندن نيست. طنزي خوب طنزي است که خواننده بعد از خواندن آن ناخودآگاه به فکر فرورود. يعني طنز تفکر انگيز و نشئه آور است، نشئه گي آن تلخي است که انسان بعد از خواندن يک طنز حس مي کند. اما خنده صرفا به عنوان وسيله به کار گرفته مي شود براي هدف گيري بهتر و آگاه کردن انسان ها به عمق يک زشتي و رذالت رايج .
به نظر من، برخي از طنزهاي که در شبکه هاي تلويزيوني افغانستان به نشر مي رسند، به جاي طنز مسخرگي و لودگي است. آيا فکر مي کنيد از نظر علمي طنز در خودش مسخرگي دارد؟ اگر دارد چه لبه هاي باريکي در اين جا موجود است؟
از نظر من که نظرعلمي نمي باشد، بلکه ديدگاه يک کسي است که بيشتر طنز را مي خوانم تا به آن نگاه علمي داشته باشم، اصولا مسخره گي و لودگي جزو طنز نيست بلکه گونه هاي ديگري از رفتارها و واکنش هاي انسان در برابر هم اند. درعين حال فکر نمي کنم هيچ طنزي که طنز باشد مسخره گي و لودگي را مايه کارخودش قرار دهد. بنا براين چيزهاي که در تلويزون ها به نمايش گذاشته مي شود، دورازجان آنهايي که طنزاست، اکثرا نمايش هاي مضحک است. روي کلمه "مضحک" تأکيد مي کنم. به اين علت که صرفا با هدف خنداندن و سرگرم کردن ارائه مي گردد، آن هم بسياربه شکل عاميانه و کوچه پسند که در آن نه انتقاد است و نه در آن عامل تحريک کننده ي تفکر و انديشه براي بيننده است. و در اکثر آنها متأسفانه به جاي اصلاح، بد آموزي وجود دارد، مثلا نمايش هاي که به تقليد از خواننده هاي هندي پسر و دختري را به سبک آهنگ هاي هندي ميکس مي کنند هيچ پيامي ندارد جز تقليدي در جهت پرکردن ساعت هاي تلويزون و ايجاد سرگرمي و درعين حال بد آموزي براي کودکان. بنا براين چيزهايي که از تلويزون نشرمي شود، نمايش هاي کمدي است که لزومان طنزنيست. چرا که يکي از عناصر طنز محتواي آن است. در حالي که در نمايش هاي کمدي محتوا مهم نيست بلکه هدف خنده است، يعني خنده براي خنده و اين نمايش ها با اين هدف درست مي شود که مردم را بخنداند. در حالي که طنز با اين هدف خلق و توليد مي شود که آگاهي داده و اصلاح به وجود آورد. با اين وجود طنز هم خنده دارد و اهميت خنده را نمي شود در طنز انکار کرد. ولي بعد از خنده بيننده را به تأمل و انديشه وا مي دارد. به عبارتي خنده ي طنز يک نوع خاصي است. چيزي است که گاهي به آن مي گويند "تلخند". من مثالي مي زنم ؛ شما نمايش هاي لورل هاردي را ديده ايد؟ اين ها نمايش هاي کميک است که من شک دارم طنز باشند. ولي براي بيننده ايجاد خنده مي کند، بدون اين که در پايان براي بيننده تأمل برانگيز باشد. با پايان نمايش اثر آن نيز تمام مي شود. ولي اگر شما فلم سينمايي پيشوا يا بنا بر بعضي ترجمه ها "امپراتور بزرگ" ساخته ي چارلي چاپلين را ببينيد، احساس ديگري به شما دست مي دهد. سراسر فلم، شما درعين خنده مزه تلخي را در دل تان احساس مي کنيد. احساس گريه به شما دست مي دهد. چرا که حس دلسوزي براي مردم آن روزگار به شما دست مي دهد و درعين حال تأثيرآن بعد ازمدت ها در ذهن شما باقي مي ماند. در همان حال که از ديدن فلم در ظاهر لذت مي بريد و مي خنديد، در واقع شما به حال ميليون ها انسان گريه مي کنيد و به فکر و انديشه فرو مي رويد که توسط هتلر رهبري مي شد، به همين خاطرگفته اند؛"طنز يعني گريه کردن قاه قاه." بنا براين هر نمايش خنده داري طنز نيست. من شک دارم که اکثر فلم هاي لورل هاردي در جمله نمايش هاي طنز بيايد. ولي کمدي بسيارموفقي است. اين را نمي توان انکارکرد. البته نبايد منکر بعضي نمايش هاي در تلويزون هاي وطني شد که رگه هايي از طنز را مي توان يافت. مثل نمايش هاي که آقاي ابراهيم عابد و نبي روشن در تلويزون طلوع اجرا مي کنند، نمايش هاي طنزخوبي است ، ولي برعکس چيزي که به نام زنگ خطر توليد و ارائه مي شود، نزديک تر به هجو و هزل است و حتي بعضي وقت ها متأسفانه لودگي و مسخره گي محض است تا طنز.
تصور مردم ما خصوصا نشريه داران از طنز چه مي تواند باشد که اينقدر مسخره طنر درست مي کنند؟
اگراجازه باشد، اول مي خواهم سؤال شمارا اصلاح کنم. گفتي: "مسخره طنز درست مي کنند" مي خواهم بگويم هيچ طنزي در اين نشريات درست نمي شود تا بگوييم مسخره است. بلکه در اصل همان مطلب يا نمايش به نام طنزصرفا مسخره است، بدون اين که طنز باشد. براي اين که کاربرد کلمه طنز روي يک سري از اين نمايش ها تحريف معني و معيارهاي طنز است که با تأسف رفته رفته باعث شود طنز و اصالت آن در اين شوربازار به فراموشي سپرده شده، مسخرگي، لودگي، هجو و هزل در لباس طنز در اذهان جاي بگيرد. اما تصورمردم و نشريه داران گفتي، در قدم اول، مردم را بايد از نشريه داران جدا کنيم. در قدم دوم مردم بيشتر از نشريه داران طنز را مي فهمند. به عبارتي طنز در ميان عامه قوي تر است. به همين خاطر است که مردم بيشتر از نشريه داران اسماعيل سياه هراتي را مي شناسند. من بارها و بارها نام اسماعيل سياه را و نقل قول هاي او را از کوچه و بازار شهرهرات شنيده ام، ولي هرگز نديده ام که تلويزوني يا نشريه ي يا وزارت فرهنگ و رياست فرهنگ، يادي از اسماعيل سياه کرده باشند. بنابراين بايد بگويم مردم هم احترام و اهميت بيشتري براي طنز قايل اند وهم درک بهتري از طنزدارندت. ولي نشريه داران اگر همين گونه ادامه دهند، متأسفانه ذهنيت مردم را هم نسبت به طنز خراب مي کنند. در آخر به جواب شما بايد تأکيد کنم که نشريه ها تصور تاريک و گنگي از طنز دارند و مي توانم ادعا کنم که تصور درست و شناختي دقيق از طنزندارند. همه چيز پيش آن ها ارزش يکسان دارد. به عبارتي براي نشريه داران طنز با هزل و هجو و لودگي و مسخرگي خلط شده است. به قول معروف؛" پيش جانانه ي من کشمش و پن دانه يکيست" .

آرشيو

صاحب امتياز : حزب وحدت اسلامي افغانستان
مديرمسؤول: حفيظ الله زکي، تلفن 0799157371 hafizullah_zaki@yahoo.com
سردبير: اسدالله سعادتي، تلفن، 0799348957 assadati@yahoo.com
هيأت تحرير: محمد عزيزي، اسماعيل حکيمي، علي قوم شاهي، محمد اسحاق فياض، م. تاتار خاني.
بخش پشتو : اسحاق موحدي.
خبرنگار: عزيزالله مبشر، تلفن 0772123538 amobashshir@yahoo.com
صفحه آراء: آصف فولادي. aseffoladi@yahoo.com
حروفچين: عبدالصمدجوادي.
توزيع: کريم رضايي 0773459308
تيراژ : 6000 نسخه
آدرس دفتر مرکزي:سرک سوم حوت، سرک ليسه مسلکي هنرها, مقابل ليسه.
نمايندگي باميان : دفتـــر حـــزب وحدت اســـلامي، تلفن: 0799245544
نمايندگي پل خمري: سرک قهوه خانه دفتر نمايندگي حزب وحدت تلفون: 070294800
ساير شهرها : مراکز"ني" (غرفه هاي کليد)