شعر سپید در افغانستان
م. تاتارخاني
آغاز پیدایش شعر سپید
در اینکه شعر سپید چه وقت وارد ادبیات کشور گردید، دقیقا مشخص نیست. مدارک موجود نیز، تاریخ دقیق آن را معین نمی سازد. پیشگامان آن هم در پرده یی از ابهام قرار دارند. آقای کاظمی در این باره می نویسد:
"ما مدارکی در دست نداریم که نشان دهد پیش از دههء پنجاه کسی به طور جدی شعرسپید سروده است. آنچه مؤید این پندار ما می تواند بود، دو گزیده از شعر معاصر افغانستان {است} که هردو در ایران چاپ شده است؛ یکی " برگزیدهء شعر معاصر افغانستان" به انتخاب محمد سرور مولایی منتشره در 1350 و دیگری "نمونه هایی از شعر دری افغانسان" به کوشش ناصر امیری ..."
" باری، به اتکاء به مدارکی که در اختیار من است، باید اوایل وحتی اواسط دههء پنجاه را شروع شعر سرایی فارغ از وزن وقافیه در افغانستان بدانیم و در این سالهاست که تجربیاتی از واصف باختری، رفعت حسینی، رازق رویین و بعضی دیگر شاعران مطرح آن سالها در این قالب دیده می شود."
( کاظم کاظمی، فصلنامهء خط سوم، شماره 7، بهار 1384 ، صفحهء 68 ، مقالهء شعر سپید درافغانستان)
آقای پرتو نادری در گفتگوی خود، اواخر دههء سی را آغاز رویکردیا مدخلی بر قالب سپید( در شکل قطعات ادبی)، به حساب می آورد:
"در اواخر دههء سی شماری از شاعران شروع کردند به نوشتن چیز هایی به نام قطعه یا پارچهء ادبی ، قطعهء ادبی نوع نثر شاعرانه یی بود که البته با شعر بی وزن فرق دارد ... قطعهء ادبی شاید تلاشی بود در جهت سرایش شعر بی وزن. شاید بتوان گفت نوشتن قطعهء ادبی در افغانستان مقدمه یا مدخلی بوده بر شعرسپید یا شعر بی وزن."
( از واژه های اشک تا قطره های شعر؛ گفتگویی با پرتونادری، مارچ 2001 ، هامبورگ، جرمنی، ناشر انجمن فرهنگی افغانهای شهر هامبورگ، صفحهء 23 )
پوهاند دکتور عبدالقیوم قویم در کتاب " مروری بر ادبیات معاصر دری " این مدخل را از زمان امیر حبیب الله می داند. وی می نویسد:
"شعر منثور: این نوع ادبی که در دورهء حبیب الله خان توسط محمود طرزی و عبدالهادی داوی از طریق ترجمهء آثاری در ادبیات دری پدید آمد، در دورهء امیرامان الله خان نیزبا نوشتن پارچه های ادبی توسط بعضی از نویسندگان، موجودیت خود را حفظ کرد."
( پوهاند دکتور عبدالقیوم قویم، مروری بر ادبیات معاصر دری، چاپ اول، چاپ مطبعه فجر، کابل، 1385 ه . ش ، صفحهء 31 )
دکتور اسدالله حبیب در کتاب "ادبیات دری در نیمهء اول سدهء بیستم" ذیل عنوان شعرمنثور می نگارد:
" در نخستین شماره های نخستین سال سراج الاخبار همزمان با چاپ ترجمه های شعر اروپایی مانند " بوسهء مادر" از شاعر فرانسوی و "ترجمه شعریکی از ظریف طبعان جرمنی"، نوشته هایی مانند "تنهایی" ( از یادگارهاي صالحيه) و "شعر- موسیقی" و "شبنم" و "بهار عشق" از محمود طرزی و "عمر...رفت" از عبدالهادی داوی چاپ شد. این پارچه ها نمونه هایی از شعر منثور ومقاله های ادبی بود. این دو شکل ادبی بسیار شبیه بود. نمی شد، با ارزشنماهای مشخصی یکی را از دیگری جداکرد. مگر پارچه هایی در "امان افغان" به صورت مشخص زیر عنوان شعرمنثور به چاپ می رسید مانند "روزگار هم ملتفت نمی شود" از احمد راتب و "احساس اندوهناک" از م. حسن و "چرا شفق اینقدر خونین است" ا ز غلام سرور و "روزگار بی مروت پدرت بسوزد" از احمد راتب و "آه روز گار سیاه" از م. حسن و در سال اول انیس( 1997 م ) نیز این نوع نوشته ها بدون عنوان شعر منثور به چاپ می رسید، مانند "دختر روستایی" از کوهی و " تنهایی و مهتاب" از غ. ر . "
( اسدالله حبیب؛ ادبیات دری در نیمهء اول سدهء بیستم، چاپ اول، نشر پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون کابل، زمستان 1364 ه . ش ، ص 118 )
همچنان در دانشنامه ادب فارسی آمده است:
"ترجمه هایی از اشعار اروپایی، از محمود طرزی و عبدالهادی داوی، در سراج الاخبار وپس از تعطیلی آن نشریه، در امان افغان، آشکارا زیر عنوان شعر منثور به چاپ می رسید."
( دانشنامه ادب فارسی، جلد 3 ، ادب فارسی در افغانستان؛ به سرپرستی حسن انوشه، چاپ اول، تهران؛ سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1378 ه . ش )
از مجموع این نوشته ها بر می آید که شعر سپید(به معنای مصطلح فعلی) در افغانستان آغاز مشخصی ندارد. شکل جدید و امروزی آن پیش از دههء سی سروده نشده است. چیز هایی هم که پیش از این دهه به عنوان شعرمنثور آمده قطعات ادبی اند که مرحلهء نخست گرایش به این شکل در افغانستان، به شمار می روند. پس برای ارزیابی دقیق تر موضوع و اینکه شعر سپید ریشه در کجا دارد، باید قطعات ادبی مذکور را مورد ارزیابی قرار دهیم تا از این طریق پایه ها و بنیان های شعر سپید را در افغانستان شناسایی نماییم.
نخستین گرایش ها (با قطعات ادبی )= مرحله اول
رویکرد به قطعات ادبی همراه است با انتشار نخستین شماره های سراج الاخبار. سراج الاخبار اولین جریده یی است که طبل نو آوری را در افغانستان به صدا در آورد. تحولات ادبی و حتی سیاسی و اجتماعی در کشور مدیون نشر افکاری است که در سراج الاخبار از آنها تبلیغ می گردید. یکی از چیز هایی که این جریده به آن عطف توجه نموده بود، نثر شاعرانه ای بود که توسط محمود طرزی، عبدالهادی داوی و دیگر همکاران آنها تحریر می یافت و یا از آثار شاعران و نویسندگان اروپایی ترجمه می گردید. نمونه هایی از این نوشته ها و ترجمه های ادبی را در ذیل می خوانیم :
ترجمهء شعر یکی از ظریف طبعان جرمنی
اگر یک ( آدوکات) یعنی قانون شناسی یک دختر دلبری را طلبکار وصال گردد می گوید:
آه! ای حاکمهء محکمهء دل محکوم قانون عشقم! چه شود که دعوای فرقت را به صلح مواصلت تبدیل نماییم.
و اگر یک عسکری باشد می گوید:
کله پیکان عشقت برجگرم چنان زخم مهلکی نگشاده که بجز فتح باب وصلت به دیگرچیزی التیام پذیر گردد.
و اگر یک طبیبی باشد می گوید:
دل بیمار ناتوانم را بجز داروی وصالت دیگر چیزی شفا نمی بخشد.
واگر یک باغبانی باشد می گوید:
اگر از لبهای چون برگ گلت تنها یک کلمهء قبول براید روضهء حیاتم یک گلستان سعادتی می شود.
واگر یک نجاری باشد می گوید:
بیا که کاشانهء سعادت خود را باهم بنا نماییم. ...
( سراج الاخبار، سال اول ، شماره 2 ، 31 میزان 1290 = 1 ذی القعده 1329 ق ، صفحهء 7 )
ادامه دارد