شعر كوتاه در يك نگاه
قسمت چهارم
شگرد هاي شعر كوتاه
شعر كوتاه هنوز به قواعد واصول مشخصي نرسيده است. اصولاً چنين چيزي هم امكان پذير نيست؛ يعني هرقاعده اي كه براي شعر ساخته مي شود ، قاعدة ثابت و غير متغير نيست. ادعاي چنين چيزي هم به هيچ وجه نمي تواند قابل قبول باشد چرا كه شعر به عقيده بسياري فن است نه علم. قواعدي هم كه براي آن بافته شده به مرور زمان تحول يافته اند. بنابراين اگر از شگرد هاي آن صحبت به ميان مي آيد به اين معنا نيست كه پس قواعد ثابتي براي آن وجود دارد. بلكه به اين مفهوم است كه يك سر معيار هايي براي تشخيص اين قالب از قالب هاي ديگر در نظر گرفته شده است. اين معيارها مي توانند فقط به عنوان يك شاخص و علامت عمل كنند. البته همين شاخص ها هم تنها در اشعار شاعران شعر كوتاه قابل بازيابي است ورنه شاعري نيامده آن ها به صفت يك تيوري مورد بررسي و دقت قرار قرار دهد. لذا اگر بخواهيم به علامت هاي شعر كوتاه دست رسي پيدا نماييم باز از دو راه جست و جو نماييم:
الف. شعر هاي كوتاه را به دقت مطالعه نماييم. سه بعد علامت هاي مورد نظر را از آن ها استخراج نماييم.
ب. تيوري هايي را كه در اشعار كلاسيك و جديد مطرح شده كرده اند به دقت تفحص نماييم و از ميان آن ها چيز هايي را كه به درد كار هاي ما مي خورد باز نويسي كنيم. بعد ازآن هركدام را از منظر تيوري هاي ادبي در ترازوي نقد قرار دهيم. ما در اين نوشته سعي خواهيم كرد هردو شيوه را همزمان به كار ببريم و با استفاده از آن علامات، شگرد هاي روشني را براي شعر كوتاه استخراج نماييم.
آن چه در شعر كوتاه مي تواند به صفت شاخص وعلامت يا معيار وشگرد قابل شناخت وتوجه بوده باشد اين هاست:
1 - تصوير: تصويرچيست؟ رضا براهني در كتاب طلادر مس جلد يك تصوير را چنين تعريف مي كند: "تصوير، حلقه زدن دو چيز از دو دنياي متغاير است به وسيلة كلمات دريك نقطه معين."
يا: "تصوير كلمه اي است كلي و جامع و شامل هرنوع تشبيه، هر نوع استعاره هر نوع سمبول و هرنوع اسطوره مي شود."
(براهني رضا: طلادر مس، چاپ اول، زرياب، تهران، 1380 ،ص 115 )
همچنان وي از قول ازرا پائوند مي نويسد: "تصوير آن چيزي است كه گره فكري و عاطفي را در لحظه اي از زمان ارئه مي دهد."
(همان؛ ص 113 )
يا به نقل از ژان پل سارتر مي آورد: "تصوير عبارت از نحوة خاص ظهور يك شيء درشعور انساني است ويا به طريق اولي تصوير طريقة خاصي است كه شعور انساني به وسيلة آن، يك شيء را به خود ارائه مي دهد." ( همان، ص 114 )
مهم ترين كاربرد تصوير ايجاد شكل ذهني حاصل از اشكال خارجي و ذهني مي باشد كه خود را در قالب كلمات ارائه مي نمايد.
آن چه در شعر كوتاه به عنوان يك شرط قابل درك مي باشد اين است كه در شعر كوتاه تصوير ها به صورت بسته وارد ذهن شاعر مي شود. شاعر مي خواهد مفهوم مورد نظر خويش را در يك تصويركاملاً بسته و پيچيده عرضه بدارد. به اين شعرببينيد:
رقص ماه در چاله كوچك
شتاب اسب
مرد تنها
(www.sahneha.com برگرفته از كتاب " يك پنج شنبه بي تو" از رضا آشفته)
در اين شعر، شاعر يك چقوري كوچكي را كه ماه در آن جا بازي مي كند، تصور مي نمايد سپس اسپ خيال را مي بيند كه مي خواهد از آن بگذرد. در اين زمان تنهايي خويش را حس مي كند. اين تصوير بسته از اشكال مختلفي در ذهن شاعر شكل گرفته است. اگر گره هاي اين تصوير موجز را باز نماييم، خود به داستان كاملي شباهت مي يابد. اين هم يك نمونه ديگر:
پنجره اي رو به دريا
قايقي آواره
جذر و مد
(همان)
اگر گره تصويرهاي اين شعر را باز گشاييم اين گونه جلوة داستاني مي يابد: خانه اي كنار دريا. وكسي پشت پنجره ايستاده است. به طرف دريا نگاه مي كند. مي بيند: يك قايق در جذر و مد دريا سرگردان مي گردد.
شعر كوتاه شعر تصوير است . از حرف و پيام در آن خبري نيست. شاعر با اراه كردن تصوي بسته از آن چهار چيز را اراده مي كند:
1- فشردگي زبان شعر
2-سرعت ارائة تصوير
3-طلب كوشش و جست و جو از خواننده براي درك دقيق تر
4- افزودن عوالم ديگر كه توسط خود خواننده ايجاد مي گردد.
م.تاتارخاني --- ادامه دارد