سرمقاله

کدام تغيير؟
در آغاز سال جديد ميلادي و در آستانه روي کار آمدن حکومت جديد در آمريکا و جدي شدن خطر تروريزم در منطقه و جهان، تحرکات منطقه‌اي و بين‌المللي در چگونگي مبارزه با تروريزم و امنيت دو کشور افغانستان و پاکستان به راه افتاده است. سفر آصف علي زرداري رييس جمهور پاکستان که براي اولين بار از زمان تصدي پست رياست جمهوري آن کشور صورت مي‌گيرد و سفرهاي معاون وزارت خارجه آمريکا و در پي آن سفر هيأتي از کنگره آمريکا به رياست جوبايدن معاون رييس جمهور منتخب آمريکا و رييس کنوني روابط خارجي سنا به افغانستان و سفر حامد کرزي رييس جمهور کشور به هندوستان، نشانه تلاش‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي در ارتباط با ارتقاي سطح همکاري‌ها و هماهنگي‌هاي سياسي و امنيتي و مقابله با رشد و گسترش جريان‌هاي افراطي-مذهبي و مبارزه با تروريزم و تهديدات آن در منطقه و جهان مي‌باشد.
پس از آن که جامعه جهاني دريافتند که تلاش‌هاي‌شان براي امنيت و بازسازي افغانستان و مبارزه با هراس افگني با شکست روبرو گرديده، سعي کردند جهت بيرون رفت از اين بن بست هراسناک و فاجعه‌بار، راهبردهاي جديدي را جستجو نمايند. اين که راهبرد جديد چه خواهد بود، تا هنوز ابعاد گوناگون آن به روشني مشخص نيست؛ اما بسياري از کارشناسان بر اين باور اند که راهبرد فوق راهکارهاي نظامي و ديپلماتيکي را در سطح منطقه دربر خواهد گرفت.
افزايش نيروي نظامي که از جانب آمريکايي‌ها وعده داده مي‌شود و قرار است دولت آمريکا متحدانش را نيز به اعزام نيروي بيشتر و سهم‌گيري فعال‌تر در مبارزه با تروريزم و امنيت و بازسازي افغانستان تشويق و ترغيب نمايد، مي‌تواند قسمتي از استراتژي نظامي آمريکا و متحدانش را در قبال افغانستان توضيح دهد. اما رويکرد سياسي جامعه جهاني، مسايل وسيع و بسيار گسترده و پيچيده داخلي افغانستان و پاکستان و رويکردها و نگراني هاي کشورهاي منطقه و جهان را شامل مي‌شود. رويکردي که در پرتو آن جامعه جهاني با تعهد و اطمينان بيشتر راهکارهاي مبارزه و مقابله با تروريزم را در پيش مي‌گيرد و با رايزني‌ها و گفتگوهاي پيگير، برخي سوء تفاهمات را که مانع به وجود آمدن يک اتحاد منطقه‌اي و اجماع بين‌المللي مي‌شود، از مسير راه بر مي‌دارد.
بدون شک چنين راهبردي تنها با برجسته سازي نقش و مسؤوليت شوراي امنيت و سازمان ملل متحد در قبال امنيت منطقه و جهان ميسر مي‌گردد.
سفر مقامات بلندپايه آمريکايي و بخصوص جوبايدن که به زودي مقام سياسي و اجرايي مهمي را در نظام حکومتي آمريکا احراز مي‌کند، از اين ديد مي‌تواند بسيار با اهميت تلقي گردد. بازنگري در سياست‌هاي ايالات متحده آمريکا از اين جهت ضرور به نظر مي‌رسد که تاکنون تلاش‌هاي نظامي و سياسي آن کشور و کمک‌هاي مالي و مادي آن در عرصه‌هاي مختلف انساني، اداري و اقتصادي در فقدان يک ميکانيزم مؤثر، مفيد و کارآمد نبوده است.
به نظر مي‌رسد دولت آمريکا ضمن تعهد به کمک‌هاي دوامدار به افغانستان، راهکارهايي را براي مؤثريت و کارآمدي کمک‌ها و تلاش‌هاي خود و ساير متحدانش به کار خواهد بست. اين راهکارها از جمله موضوع حکومتداري درست، مبارزه با مواد مخدر، سرعت بخشيدن به روند بازسازي، رشد و توسعه اقتصادي، تقويت پوليس و اردوي ملي و ايجاد يک سيستم قضايي سالم و مؤثر را دربر خواهد گرفت.
واضح است که چنين فرايندي به سال‌ها برنامه‌ريزي و تلاش ضرورت دارد؛ اما براي دوام صلح و ثبات در افغانستان و دموکراتيزه کردن اين کشور چاره‌اي جز طي اين فرايند نخواهد بود. بنا بر اين راهبرد جديد آمريکا و ساير هم پيمانانش بر مبارزه نظامي در کوتاه مدت و فعاليت‌هاي سياسي و اقتصادي در ميان مدت و درازمدت مبتني خواهد بود و چنين راهبردي چنانچه با اجماع منطقه‌اي و همکاري بين‌المللي همراه گردد، موفقيت آن در آينده تضمين خواهد شد.

فرم ورود به ايميل



لينک به ما

با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:

حقوق دولت ( براساس حقوق دولت افغانستان برذمه ملت )

قسمت اول
پيشگفتار
براي خوانندگان ارجمند لازم است عرض کنم که نوشته اي را که خواهيد خواند، به بحث دولت و جامعه خواهد پرداخت، بدين منوال نوشته اي در حوزه دانش سياسي ويا فلسفه سياسي است. اما با رويکرد حقوق سياسي. حقوق سياسي به اين معنا که اين نوشته به بررسي و تبيين حقوق دولت جمهوري اسلامي افغانستان متکي به قانون اساسي مي پردازد. از آنجا که قانون اساسي ساختار حکومت و روابط نهاد حکومت و مردم را تبيين مي کند، فلذا ساخت بحث صبغه حقوق اساسي دارد.


حقوق دولت
حقوق دولت معناي ديگرش مکلفيت اتباع کشور در برابر دولتش هست. با اين توضيح که در چندين بحث گذشته حقوق مردم را مرور کرديم و تشريح کرديم که دولت به عنوان نهاد سياسي در چه مواردي مکلفيت و يا وظيفه دارد؛ اما واقعيت امر اين است که ترازو هنگامي ميزان است که دو پله اش برابر باشد. برابري دو پله ترازو به معناي تعامل نيز هست. يعني تعامل، اين نظريه را تبيين مي کند که دولت و ملت حقوق و تکاليف متقابل دارند. به معناي ديگر اگر بين مردم و دولت بده و بستان نباشد، يک دست صدا نخواهد داشت و نقش آفريني دولت در پيشرفت و پيشبرد و توانايي اداره امور کمرنگ خواهد بود حتا در صورت عدم همکاري و تعامل ملت و دولت عملکرد دولت در اداره درست نظام سياسي لنگ خواهد زد.
رابطه متقابل دولت و ملت از لحاظ حق و تکليف همانند نت موسيقي است. اگر رابطه متقابل اين حق و تکليف صحيح شکل نگيرد، همانند دمبوره چي اي است که دمبوره اش کوک نباشد. مثال ديگر را در نظر بگيريم که اگر هنرمند ني زن، در هنگام نواخت ني، پف و ني هماهنگ نباشد، قطعاً هيچ صدايي نخواهد برامد. و اگر ريتم موسيقايي موسيقي، يا ريتم ني، آن چنان تأثير شگرف خود را مي گذارد، براي اين است که رابطه متقابل حق و تکليف بين شان به صورت درست برقرار است. آن وقت است که ني حکايت مي کند و سوز شکايت را به اوج مي رساند.
به بيان ديگر، در نظريه ادبي آمده است که وحدت تأثير يکي از معيارهاي مؤثريت يک اثر آفرينشي و هنري است. وحدت تأثير آن وقت مصداق پيدا خواهد کرد که هماهنگي و نظم منطقي حق و تکليف در يک اثر هنري موجود باشد. با توجه به اين بيانها بين دولت و ملت نيز بايد هماهنگي و نظم منطقي و ريتم حق و تکليف ميزان باشد تا دولت کارا و ملت توانا تبارز پيدا کند.
تئوري رابطه ملت و دولت
در بحث حقوق دولت دو نظريه است. يک نظريه قديمي و يک نظريه جديد. يعني نظريه ناظر است بر اينکه حقوق دولت به معناي رويارويي ملت و فرمانروايان و حاکمان است. و نظريه ديگر مبين اين است که حقوق دولت به معناي مواجهه ملت و دولت است. کوئنتين اسکينر، دولت را عالي ترين شکل اقتدار و مرجعيت در مسايل حکومت مدني و جامعه دانسته اشاره مي کند که هابز در پيشگفتار کتاب "درباره شهروند" نخستين کتابي که از او در باره حکومت منتشر شده است، طرح خويش را به صورت پرداختن به پژوهش دقيق تر در حقوق دولتها و وظايف اتباع وصف مي کند. از آن به بعد انديشه رويارويي افراد در دولتها موضوع اصلي نظريه سياسي است. بدين معنا که به قول اسکينر هابز از وظايف اتباع در برابر دولت سخن مي گفت نه در برابر شخص يک حکمران. (دولت و جامعه (فلسفه سياسي معاصر، دفتر يکم)، مقاله کوئنتين اسکينر، ترجمه به فارسي: موسي اکرمي، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1384، ص1)
حقوق دولت
- دفاع از وطن
يکي از حقوق دولت به ذمه ملت افغانستان، دفاع از وطن مي باشد. ماده پنجاه و پنجم قانون اساسي تصريح کرده است که دفاع از وطن وجيبه تمام اتباع افغانستان است. دفاع از وطن، در راستاي تبيين نظريه رابطه ملت و دولت است نه حکمروا. زيرا که در نظام سياسي جمهوري، رئيس جمهور مظهر اقتدار و مشروعيت حکومت و مردم در اداره افغانستان مي باشد. متکي به ماده شصتم قانون اساسي رئيس جمهور در رأس دولت جمهوري اسلامي افغانستان قرار داشته، صلاحيتهاي خود را در عرصه هاي اجرائيه، تقنينه و قضائيه، مطابق به احكام اين قانون اساسي اعمال مي كند. رئيس جمهور مطابق به احکام قانون اساسي، کسي است که با كسب اكثريت بيش از پنجاه فيصد آراي رأي دهندگان از طريق رأي گيري آزاد، عمومي، سري و مستقيم انتخاب مي‌گردد. (ماده شصت و يكم قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان) و پس از انقضاي موعد دوره رياست جمهوري چرخه کانديداتوري به هر افغانستاني اي که صلاحيت کانديداتوري داشته باشد، مي رسد.
با اين حساب که رئيس جمهور از طرف ملت به رياست دولت تعيين مي شود، نظريه رويارويي ملت و حکومت در نظام سياسي افغانستان بيش از پيش نمودار مي گردد. پس دفاع از وطن مصداق کامل حقوق دولتي است که توسط مردم شکل گرفته است تا اداره امور خود مردم را به دست بگيرد.
ساختار فرمانروايي نظام سياسي افغانستان مطابق تعريف قانون اساسي اين طور است که رئيس جمهور مي تواند در موضوعات مهم ملي سياسي، اجتماعي و يا اقتصادي به آراي عمومي مردم افغانستان مراجعه نمايد. مراجعه به آراي عمومي نبايد مناقض احكام اين قانون اساسي ويا مستلزم تعديل آن باشد. ( ماده شصت و پنجم قانون اساسي) همچنين رئيس جمهور در اعمال صلاحيتهاي مندرج قانون اساسي، مصالح علياي مردم افغانستان را رعايت کرده و حق فروش و يا اهداي ملکيتهاي دولتي را بدون حکم قانون ندارد. (ماده شصت وششم قانون اساسي)
در اين طرز فرمانروايي حکومت امانتي است به دست رئيس جمهور و در پروسه امانتداري چشمداشت و توقع اداي حقوق دولت توسط مردمي مي رود که صاحب امانت هست.
فرق دولت و حکومت
بحث فرق بين دولت و حکومت در حقوق اساسي جايگاه مبسوطي دارد. در پيوند با فرق حکومت و دولت لازم است اشاره گردد که بحث حقوق دولت بر ذمه ملت به يک معنا دفاع از کليت وطن است که حوزه وسيعي را شامل مي گردد. زيرا که دولت عبارت است از سرزمين، جمعيت و نظام سياسي موجود. و دولت اقتدار و مشروعيت نظام سياسي مردم کشور است که موظف به دفاع از آن اقتدار مي باشد. در برابر دولت، حکومت يعني نهادي که متشكل است از وزرا كه تحت رياست رئيس جمهور اجراي وظيفه مي نمايند. (ماده هفتاد و يكم قانون اساسي)
علي پيام --- ادامه دارد

آرشيو

صاحب امتياز : حزب وحدت اسلامي افغانستان
مديرمسؤول: حفيظ الله زکي، تلفن 0799157371 hafizullah_zaki@yahoo.com
سردبير: اسدالله سعادتي، تلفن، 0799348957 assadati@yahoo.com
هيأت تحرير: محمد عزيزي، اسماعيل حکيمي، علي قوم شاهي، محمد اسحاق فياض، م. تاتار خاني.
بخش پشتو : اسحاق موحدي.
خبرنگار: عزيزالله مبشر، تلفن 0772123538 rbamyani@yahoo.com
صفحه آراء: آصف فولادي. aseffoladi@yahoo.com
حروفچين: عبدالصمد.
توزيع: کريم رضايي 0797073453
تيراژ : 6000 نسخه
آدرس دفتر مرکزي:سرک سوم حوت، سرک ليسه مسلکي هنرها, مقابل ليسه.
نمايندگي باميان : دفتـــر حـــزب وحدت اســـلامي، تلفن: 0799245544
نمايندگي پل خمري: سرک قهوه خانه دفتر نمايندگي حزب وحدت تلفون: 070294800
ساير شهرها : مراکز"ني" (غرفه هاي کليد)