حقوق دولت ( بررسي حقوق دولت بر ذمه ملت)
قسمت سوم
حق ماليه
(نظام مالياتي)
در قسمت قبلي گفتيم که يکي از حقوق دولت بر ذمه ملت ماليه است. بدين معنا که در نظام مالياتي و يا حقوق مالياتي ملت مکلف است تا بدون هيچ معاوضه اي به دولت ماليه بپردازند. فرض را بر اين مي گيريم که اگر ملت (اشخاص حقوقي و حقيقي) به دولت ماليه نپردازند، به اين معناست که ذمه اش مديون است. البته اين، از باب تقريب به ذهن است.
و اشاره کرديم که نظام مالياتي با آنکه يکي از وظايف اشخاص حقوقي و حقيقي است و در صورت تأديه نشان دلبستگي به دولت مي باشد و در عين حال موجب بهبودي وضعيت اقتصادي کشور مي گردد؛ اما هرگاهي به اعماق تاريخ صد ساله کشور برگرديم و تاريخ را ورق بزنيم، حق مالياتي آنچنان با ظلهما و حق کشيها و ستمها آميخته و مقرون و توأم است که از هرآنچه که ماليه دهي است و نظام مالياتي و حقوق ماليه بد آدم مي آيد. يعني نظامهاي سياسي تاريخ صد ساله کشور اين تصوير را از نظام مالياتي براي ذهنها به ارمغان آورده است. نظام مالياتي و حق مالياتي تاريخي افغانستان آنچنان ظالمانه است که تورق آن براي هر انسان نو افغانستاني، دلخراش است.
مي توان به گونه اي ديگر راجع به ماليه دهي نگاه کرد، اينکه هنوز بد بوي نظام مالياتي تاريخي از رگ و ريشه ماليه گيري پيداست. هنوز هم اگر مامورين ماليه مثلا 500 افغاني مي گيرند و 100 افغاني به طرف رسيد مي دهند، يادگار رژيمهاي نامدير و ظالم گذشته هستند. اگرچند تورق گوشه اي از ماليه گيري نظامهاي گذشته کشور موجب انحراف از مسير بحث است و بحث صبغه تاريخي مي يابد؛ اما ناگزير براي اطلاع خوانندگان اوراق تاريخ صد ساله ماليه دهي و ماليه گيري کشور را به دست باد مي دهيم تا بوي بد ماليه گيري مشام هر خواننده با فر و فرهنگ را منزجر کنند.
به عبارت ديگر در اينجا روي سياه زمامداراني را انگيشت مي ماليم که سياه تر شود. و اين تورق تاريخي يک رقمهايي حقيقت يابي نيز هست، اگرچند که بحث از مسير حقوقي اش به بيراهه برود.
براي بررسي حقوق مالياتي و به تعبير ديگر ماليه گيري، دولتهاي پيشين نگارنده اين سطور مجبور گرديد تا نسبتاً به ته تاريخ کشور برود و به سالهاي دهه 30 قرن 19 ميلادي بر گردد، دقيقاً زمان امير دوست محمدخان. در اينجا بخشي از کتاب تاريخي را مرور مي کنيم:
ماليه گيري در زمان امير دوست محمدخان، قرن 19 ميلادي
"امير دوست محمدخان در باميان علاوه بر اخذ ماليات از هر فاميل يا ساحه زراعت يک رأس گوسفند نيز اخذ مي کرد. و در موقع خشکسالي اگر هزاره ها قادر به پرداخت ماليات نمي بود، جبراً يک يا چند نفر از فرزندان خود را به حيث غلام و بنده تقديم مقامات مسؤول مي نمودند. در اواخر دهه سوم قرن 19 ميلادي مقدار ماليات افزايش يافت و ماليات به شکل طبيعي تعداد معيني از حيوانات و محصولات زراعتي از قبيل گندم، جو و جواري تبديل گرديد. و مامورين علاوه بر گرفتن ماليات جيب خود را نيز پر مي کردند و در جمع آوري مليات دسته عسکري نيز همراه آنان بود."1
ماليه گيري در زمان امير عبدالرحمان خان
تورق تاريخ دوران عبدالرحمان خان استشمام بوي بد تاريخ صد ساله کشور است. براي استشمام بوي بد ماليه گيري نظام امير عبدالرحمان خان از کتاب هزاره هاي افغانستان، نوشته داکتر سيد عسکر موسوي مرور مي کنيم: "عبدالرحان شانزده نوع ماليات وضع کرد. علاوه بر آن مالياتهاي ويژه اي فقط در مورد هزاره ها مقرر گرديد. بعضي از اين مالياتها موارد زير بودند:
الف) ماليات بر نفوس که در سالهاي 1897 ]ميلادي[ مقرر شد و بر اساس آن هر مرد، زن و کودک هزاره (هر نفوس) به ازاي هر نفر ساليانه 2 قران (يک روپيه کابل معادل 4 قران بود) مي پرداختند. اين مبالغ در سال 1901 ]ميلادي[ به 4 قران رسيد.
ب) ماليات 2 پولي (100 پول معادل 1 روپيه کابلي بود) که بر اساس آن هر خانوار هزاره 2 قران در سال مي پرداخت. اين مشهور به ماليات خانوار بود و تا دهه 1970 ]ميلادي[ وجود داشت.
ج) براي خانواده سربازي که مي مرد، فقط 9 قران پرداخت مي شد. در حالي که خانواده هاي هزاره مجبور بودند سربازان مسؤول جمع آوري ماليات را تغذيه کنند و نيازهاي عمومي آنان را تأمين نمايند. شواهد نشان مي دهد که فقط هزاره هاي غزني مبلغ 755/99 روپيه در سال به عنوان ماليات به حکومت مي پرداختند.
د) علاوه بر اينها ماليات بر زمين وجود داشت. اين ماليات نه بر اساس توليد سالانه که بر مبناي اندازه و نوع زمين اخذ مي شد. بدين ترتيب زمين هاي هر سال اندازه گيري شده و مبالغ متفاوتي مقرر مي گرديد. به همين دليل زارعان مجبور بودند ابعاد مزارع خود را کاهش دهند. در سال 1901 ]ميلادي[ / 1280]شمسي[ ماليات زمين 5/1 درصد افزايش يافت. حتا زمينهاي غير قابل کشت اطراف دهکده نيز مشمول ماليات مي شد. و روستائيان بايد ماليات آن را مي پرداختند.
ه) يکي ديگر از مالياتهاي استثنايي که فقط هر هزاره ها تحميل مي شد، ماليات بر حيوانات بود. هر نوع حيوان ماليه ويژه خود را داشت. ميزان ماليات از گاو و الاغ بيشتر از گوسفند و بز بود.
ز) نوع ديگر ماليات، خون بود. حکومت در سال 1898/ 1277 ]شمسي[ يک لشکر از سربازان هزاره و افسران افغان به وجود آورد که بعداً به 8 فوج افزايش يافت، اينها هر کدام به 100 دسته تقسيم مي شدند. در سال 1900 ]ميلادي[ طرحي به اجرا درآمد که بر اساس آن از هر 8 سرباز يک نفر بايد به طور دايم به خدمت اردو در مي آمد و تأمين تسليحاتي و مادي فرد انتخاب شده بر عهده 7 تن ديگر گذاشته مي شد. آنان بايد سالانه 600 قران براي اسلحه و 192 قران براي مصارف سه سال او به دولت مي پرداختند. اگر سرباز به دلايلي (مثلا مرگ يا بيماري) نمي توانست به خدمت ادامه دهد فرد ديگري به جاي او استخدام مي شد. مبلغ پولي که براي اين نيازمنديها و عملا براي خدمت به اردو پرداخت مي شد، ماليات خون نام داشت. اگر فردي نمي توانست اين ماليات را پرداخت کند، زن و فرزندانش را بايد به عنوان برده فروخته مي شد. عبدالرحمان اين مقررات را در مارس 1894 ]ميلادي[ وضع کرد."2
اگر چند نقل قول مستقيم بخشهاي از کتابهاي تاريخ بحث را به مسير بحث تاريخي سوق داد اما از آنجا که حکومت و ملت ما ميراثداران تاريخي سنت ماليه گيري ظالمانه هستند، فلهذا اگر بحث حقوق مالياتي پيش مي آيد فورا ذهنها به سراغ تاريخ مي رود و تا ته تاريخ نقب مي زند و سپس با دلهاي لبريز از کينه و نفرت به ماليه دهي و حقوق مالياتي و نظام مالياتي نگاه کرده وانگهي از ماليه دهي سر باز مي زند. از سويي ماموران مالياتي نيز با همان ذهنهاي ظالمانه به سراغ ماليه گيري مي روند.
به نظر مي رسد که جامعه و دولت و نظام سياسي ما يک رقمهايي با تاريخ خود تصفيه حساب کند. البته شجاعت و مردانگي و شهامت مي خواهد و غيرت شگرف. چگونه؟ بماند براي بحثهاي بعدي
منابع:
1- اعتمادي، عوضعلي، شيرداغ قطعه از هزارجات، نشر مؤسسه جوادالائمه، زمستان 1384، مشهد / 2- موسوي، سيد عسکر، هزاره هاي افغانستان، ترجمه از انگليسي: اسدالله شفايي، نشر مؤسسه فرهنگي هنري نقش سيمرغ، 1379، از ص 181 تا 183
علي پيام --- ادامه دارد