سرمقاله

بازنگري استراتژي جنگ
پس از يک فصل کوتاه سردي در روابط حامد کرزي و اوباما، اکنون به نظر مي رسد اين روابط رو به بهبودي مي رود. ريچارد هالبروک فرستاده ويژه اوباما در امور افغانستان و پاکستان، در پايان ديدارهايش با حامد کرزي و برخي ديگر از مقامات عالي رتبه افغانستان، موضعي اتخاذ نمود که به نحوي مي توان، پايان يک فصل ملتهب و تنش آلود تلقي کرد.
گرچه جزئيات صحبتهاي هالبروک با مقامات عالي رتبه افغانستان تا هنوز روشن نيست؛ اما تا آنجا که از اظهارات رسانه اي هالبروک پيدا بود، او سعي مي کرد، پيرامون سه موضوع عمده تمرکز کند. اول؛ حمايت قدرتمند دولت اوباما از افغانستان؛ موضوعي که نه جديد است و نه با بدبيني ها و خوشبيني هاي دولت اوباما از اين فرد و آن فرد نسبتي برقرار مي کند. اوباما از همان آغاز رقابت هاي انتخاباتي اش وعده داده بود که جنگ افغانستان را يکسره خواهد کرد. از اين جهت اظهارات هالبروک در اين زمينه تنها مي تواند يک تأکيد مجدد باشد.
موضوع دومي که در سخنان هالبروک انعکاس يافت؛ حمايت او از به تأخير افتادن انتخابات بود. انگيزه اصلي اين حمايت اما روشن نيست. برخي از تحليگران به اين باور اند که دولت اوباما نمي خواهد بيشتر از اين شاهد برباد رفتن فرصت ها باشد. بنا براين علاقمنداست که انتخابات، تا حدي بدون ترس از ترور و تفنگ طالب برگزار گردد و اما براي زمينه سازي آن به فرصت نياز دارد. برخي ديگر از تحليل گران در اين مورد ترديد بيشتر دارند و حتا معتقدند که حمايت از تأخير انتخابات، به چالش کشاندن آقاي کرزي از طريق افکار عمومي و شايد هم زمينه سازي براي چهره جاگزين ايشان در خلال اين سه ماه تأخير است. و اما به نظر مي رسد که با همه اين تحليل هاي بدبينانه و ترديد آميز، حمايت هالبروک از به تأخير افتادن انتخابات در افغانستان را مي توان نوعي همسويي و همنوايي با مواضع حکومت افغانستان و آقاي کرزي تفسير کرد. با توجه به اينکه حکومت و کميسيون مستقل انتخابات، به دليل تأخير تاريخ انتخابات از سوي نهادهاي مدني و جناحهاي سياسي مخالف آقاي کرزي، با انتقادهاي تندي مواجه است.
موضوع سوم، کشتار غير نظاميان در جريان جنگ با طالب و تروريزم است؛ موضوعي که در اين اواخر، به عنوان يکي از عوامل اصلي سردي روابط کرزي-اوباما مطرح بود. فرستاده ويژه اوباما اعلام کرد که رئيس جمهور منتخب امريکا، طرح دولت افغانستان را در مورد کاهش کشتار غير نظاميان پذيرفته است. و اين مي تواند دومين نشانه از تلاش هاي هالبروک براي عادي سازي جو موجود ميان اداره اوباما و آقاي کرزي تفسير شود.
ترديدي نيست که نکات يادشده به نحوي در فرايند مبارزه با تروريزم داراي اثرات مثبت است؛ اما نه از اين جهت که حمايت از کرزي و مواضع ايشان، تنها راه نجات افغانستان از جهنم طالب و تروريزم است؛ بلکه از اين جهت که روابط تنش آلود کرزي و اوباما مي تواند روند جنگ با طالب و القاعده را متأثر و حتا منحرف سازد. و اين در ذات خود يک تهديد بود. البته يک تهديد ديگر هنوز هم باقي است، و آن اينکه مبادا امريکا، دموکراسي و حکومت قانون را قرباني تأمين امنيت نمايد. شکي نيست که امنيت آب حيات تشنگان کوير افغانستان است؛ اما امنيت در فقدان دموکراسي و آزادي، امنيت طالباني است. اداره اوباما اعلام کرده است که اهداف خود را در افغانستان دست يافتني مي کند. اين مسئله نگراني هايي را خلق کرده است که آيا امريکا از شعار دموکراسي به نفع تأمين امنيت به هر وسيله اي که باشد، دست برداشته است يا اهداف دست يافتني معني ديگر دارد؟
به هرحال، سفر هالبروک به افغانستان، به منظور بازنگري سياست امريکا در قبال جنگ با طالب و تروريزم صورت مي گيرد. از اين جهت او زماني که از پاکستان ديدن مي کرد؛ به مناطق قبايلي پاکستان، -خواستگاه اصلي طالبانيزم- سفر کرد. سفر به هلمند و ساير ولايات جنوبي افغانستان –خواستگاه دوم طالبانيزم، از پروگرام هاي ديگر هالبروک است. و اين به معني جديت اداراه اوباما در مورد جنگ با طالب و تروريزم مي باشد. کما اينکه تعيين نماينده ويژه از سوي اوباما در امور افغانستان و پاکستان، در ذات خود نمايانگر اين واقعيت است که اداره اوباما، پيوستگي جبهه طالب و تروريزم، درهردو سوي مرز را به خوبي درک کرده است.

فرم ورود به ايميل



لينک به ما

با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:

حقوق دولت ( بررسي حقوق دولت برذمه ملت )

قسمت چهارم
تاريخچه مالياتي افغانستان؛ نقض حقوق شهروندي
قبل از ورود به مطلب ذکر اين نکته ضروري است که واکاوي تاريخ و خوانش آن نگاه منتقدانه اي است به وضعيت حقوق شهروندي در گذشته نه چيز ديگري. براي من افغانستاني جالب توجه است که در کشورهاي با سيستم حقوقي کامن لا اتخاذ مسائل حقوقي از رويه ها و عملکردهاي گذشته صورت مي گيرد. اما من افغانستاني هرچه به ته تاريخ کشورم سفر مي کنم با نقض حقوق شهروندي مواجهه مي شوم. حالا اگر به طور مثال من افغانستاني بخواهم از رويه هاي گذشته تاريخ کشورم سود برده و آن را در شرائط حاضر تطبيق بدهم خنده دارترين و مضحک ترين صحنه رقم خواهد خورد.
پس من افغانستاني با اين تاريخ بد چه کنم؟ آيا تاريخ خود را از جمله تاريخ حقوق مالياتي کشور را خط بزنم؟ با آب بشويم؟ يا بسوزانم؟ اگر پژوهشگري بخواهد براي مطالعه و غني سازي حقوق مالياتي تاريخ کشور را ورق بزند تا از تجربيات گذشته سود ببرد آيا چه چيزي نصيبش خواهد شد؟ آيا ماليه اي به نام "روغن کته پاوي" چه تجربه اي را به من و نسل همقراغ من و تاريخ آينده ام خواهد آموخت؟ مالياتي که قوم هزاره مجبور بودند تا به زور برچه و تفنگ بپردازند. بهتر است تا متن روايي يکي از تحقيقات در باره ماليه روغن کته پاوي را با هم مرور کنيم: "در جريان چنگ جهاني دوم از جمله کمبودات مواد غذايي دولت افغانستان روغن نباتي بود، اکثر کارخانجات جهان به خاطر جنگ تعطيل بود. امکان واردات روغن بسيار کم بود و اگر وجود داشت بسيار گران تمام مي شد. لذا تصميم دولت براين قرار گرفت که روغن مورد نياز تمام وزارتخانه ها را از هزاره جات تامين کند. در آن زمان قيمت هر سير روغن زرد در بازار آزاد يکصد افغاني بود ولي دولت قيمت هرسير روغن هزاره جات را 22 افغاني معين کرد. از جانب ديگر از تمام حيوانات نر و ماده، خر، قاطر، اسپ و..... روغن دريافت مي کردند ، سالانه هزار خروار روغن به حکم سر نيزه از مردم اخاذي مي کردند. از هر رأس حيوان سالانه دو کيلو گرم (چهار پاو) روغن مي گرفت. اما در حقيقت از هر رأس يک سير روغن مي گرفت و بهمين خاطر به روغن کته پاوي معروف شد. تقريبا هر خانواده سالانه بين 12_الي 15 سير روغن مي دادند، البته باوزن دو برابر. بعلاوه مردم مجبور بودند تمام روغنها را با مشکلات بسيار و پس از طي کوتلهاي تسخير ناپزير به کابل برسانند که باز هم روغن وزن شده در برابر واحدات وزن مامورين کوپراتيف کم مي شد، و بسياري از مردم به زندان مي افتادند و تعداد زيادي از آنها در اين زندانهاي غير انساني جان مي باختند و خانواده هاي آنان جدا از اينکه بي سر پرست مي شدند بايد جريمه را اضافه بر همان حواله سالانه پوره و کامل به دولت تحويل دهند.1
آيا مگر ماليه اي به نام "شاخ پولي" مي تواند تجربيات تاريخي ما گردد؟ عامل و باعث اين تاريخ شب زده کشورم چه کساني بوده اند؟ چه کساني تاريخ حقوق مالياتي کشورم را با رنگ شب نوشته است؟ اين شب زده ها و اين شبهاي تاريک چه هويتهايي بوده اند؟ شاخ پولي ماليه اي بوده است که "در برابر هر رأس حيوان منظور شده بود. از هر رأس گاو چهار افغاني اسپ و الاغ 5 افغاني بز و گوسفند 2 افغاني به کيسه حکومت و چندين افغاني به جيب عمال آن ريخته مي شد.2 يا ماليه "سرپولي" که براي هر شهروند کشور وضع شده بود و بدون تفاوت سن و جنس از 5 الي 7 افغاني گرفته مي شد يا ماليه "گندم گدام" که هر از گاهي در مقياس 700 الي 1000 هزار خروار حواله مي گرديد و علاوه بر آن گاه 40 الي 45 هزار سير گندم به نام خوش خريدي صدراعظم حواله مي شد يا ماليه اي به نام "چادر ملکه" که از ميزان کميت و کيفيت آنها اطلاع در دست نيست .3 مي تواند تجربيات حقوق مالياتي کشورم باشد؟ با اين تاريخي که هيچ تجربه اي در اوراق آن نهفته نيست؟ چه کنيم؟ آيا شستن اوراق تاريخ مالياتي در آب جوي دردي را دوا خواهد کرد؟ بهتر آن خواهد بود تا فاتحه تاريخ کشور را بخوانيم. و اينکه به حال و به آينده اي چشم بدوزيم که هيچ تصور و تصوير روشني از ان نداريم. حال و آينده اي بي ريشه و بي تاريخ. و ببينيم که نحوه پرداخت ماليه در حقوق مالياتي کشور از چه قرار است؟
نحوه تأديه و چگونگي پرداخت ماليه و مقدار ماليه را در جدول بالا مشاهده کرديم. اين جدول از وبسايت اينترنتي
گرفته شده است. البته آقاي مصعب حيدري نامي رقم ماليات بر عايدات اشخصاص حقيقي را اشتباه دانسته است و صورت درست آن را چنين گفته است: "منتها بعضي اشتباهات دارد. مثلا در قسمت ماليات بر عايدات اشخاص حقيقي تا 12500 افغاني معاف از ماليات ، از 12500 به بالا تا 100000 افغاني %10 و بالاتر 100000 %20 ماليه وضع مي گردد."

منابع:
1 http://www.kateb-hazara.net/Maqalat/mardanenamihazara.htm /
2- همان منبع / 3- همان منبع/ 4- محمدعلي اسلمي محمدعلي اسلمي؛ " توضيح ماليه يا محصول"؛ http://www.mohali2008.blogfa.com/post-12.aspx يکشنبه 3/9/ 1387ساعت 9:40 توسط محمدعلي اسلمي 5- همان منبع يادداشت مصعب حيدري پيغامگير وبلاگ يکشنبه 3 آذر1387 ساعت: 12:45
علي پيام --- ادامه دارد

آرشيو

صاحب امتياز : حزب وحدت اسلامي افغانستان
مديرمسؤول: حفيظ الله زکي، تلفن 0799157371 hafizullah_zaki@yahoo.com
سردبير: اسدالله سعادتي، تلفن، 0799348957 assadati@yahoo.com
هيأت تحرير: محمد عزيزي، اسماعيل حکيمي، علي قوم شاهي، محمد اسحاق فياض، م. تاتار خاني.
بخش پشتو : اسحاق موحدي.
خبرنگار: عزيزالله مبشر، تلفن 0772123538 rbamyani@yahoo.com
صفحه آراء: آصف فولادي. aseffoladi@yahoo.com
حروفچين: عبدالصمد.
توزيع: کريم رضايي 0797073453
تيراژ : 6000 نسخه
آدرس دفتر مرکزي:سرک سوم حوت، سرک ليسه مسلکي هنرها, مقابل ليسه.
نمايندگي باميان : دفتـــر حـــزب وحدت اســـلامي، تلفن: 0799245544
نمايندگي پل خمري: سرک قهوه خانه دفتر نمايندگي حزب وحدت تلفون: 070294800
ساير شهرها : مراکز"ني" (غرفه هاي کليد)